آتئیست ها/خردگرایان مدعی اخلاق، اما از نوع قلابی!

عده ای هستند که خود را خردگرا و آتئیست مینامند.
بنده بارها این افراد را به چالش کشیدم، هرچند خود هم بیشتر خردگرا و اگنوستیک هستم تا مذهبی و هر ایدئولوژی دیگری، اما آنچه خرد مرا بدان راهنمایی میکند با چیزهایی که این افراد ادعا میکنند و نشانه هایی که خیلی وقتها در گفتار و رفتارشان به چشم میخورد مقداری متفاوت است.
یک بحث اینست که این افراد ادعا میکنند که اخلاق در آتئیست و خردگرایی هم معتبر شمرده میشود، و فراتر از این، مهم و اساسی و همانقدر و شاید حتی بیشتر محکم است از آنچه که در باورهای ماورایی وجود دارد.
اما بنده با این نظر موافق نبودم یا حداقل به این ادعا بطور جدی شک داشتم.


من هم به اخلاق، یعنی حداقل یک مجموعه از اصول بنیادین، سعی میکنم پایبند باشم؛ اما التزام گفتاری و رفتاری من به اخلاق، بیشتر ناشی از اینست که من یک آتئیست نیستم بلکه یک آگنوستیک هستم و اعتقاد دارم باورهای ماورایی (یا حداقل ریشه ها/مشترکات/اصول بنیادین آنها) ممکن است درست باشند و عاقلانه است که آدمی بعنوان یک احتیاط هم که شده و تاحد حداقلی هم که میتواند و چندان دشوار و هزینه بر نیست و خود آدمی را در معرض رنج و نابودی اساسی قرار نمیدهد، در این باب احتیاط و عمل کند. من شخصا به مشترکات میان ادیان سعی میکنم همیشه پایبند باشم. منظورم از مشترکات پرهیز از چیزهایی مثل دزدی، جنایت، ظلم به دیگران و بقیهء موجودات (آنچه که عقل و بینش و دانش و وجدان بشری خود نیز درمیابد)، خودکشی، زنا، … است که در تقریبا تمامی ادیان و مکاتب از آنها نهی شده است.

بحث و مشکوک بودن و منتقد بودن من نسبت به این به اصطلاح آتئیست ها و خردگرایان سابقهء طولانی دارد و در فرومهای مختلف بوده است، اما وقتی مدتی در فروم خاصی که جمع ایشان جمع بود عضو شدم و فعالیت کردم، و دیدم حتی تالاری مخصوص مطالب شهوانی و سکس و پورنوگرافی ایجاد کرده اند و کلی مطالب و داستانهای پورنوگرافیک نیز در آن درج نموده اند، نکات و مواردی چند در این میان توجه مرا جلب کرد و به آنها گیر دادم که همین موجب جر و بحث و دعوا و فحش و متعاقبا اخراج من از آن فروم شد.
من با کلیت وجود چنین تالاری کاری نداشتم، و با مطالب شهوانی و پورنوگرافیک به خودی خودش مخالفت نداشتم، چراکه در مرام آتئیسم و خردگرایی محض نمیتوان به این مطالب ایراد زیادی گرفت، یعنی حداقل بر اساس واقعیات عاقلانه است که تاحدی هم که شده تحملشان کرد، یعنی اینطور بگویم که جلوگیری از آنها ممکن نیست و این سانسور و سرکوب خودش ناقض اصول و آزادیها و تخریب سیستمهای مفید دیگری میگردد. هرچند شخصا درج این مطالب را صحیح نمیدانم و در یک حداقلش اینقدر علاف نیستم و وقت و انرژی ام کم ارزش نیست که چنین مطالب مبتذلی را تولید/نشر کنم یا بشینم و این اراجیف را بخوانم! اما بعنوان نمونه هم که شده و یکی دوبار چندتا از این داستانهای اروتیک را نگاهی انداختم تا با محتوا و هدف آنها و شخصیت نویسندگان و/یا خوانندگان آنها و اهداف احتمالی آنها آشنا شوم.
در این جریان بود که در این مطالب به نقض همان اصول اخلاقی ای برخورد کردم که همین آتئیست های به اصطلاح خردگرا ادعا میکنند که آنها را به رسمیت میشناسند و بدانها پایبند هستند.
بطور مثال در این داستانها شاهد اظهار آشکار انواع دروغ و فریب روزمره و روتین بخاطر هوس رانی و کوچکترین منافع شخصی و خیانت جنسی راحت و بدون هیچ ناراحتی وجدان و کوچکترین مقاومتی هستیم.
من به شخصه برایم واضح است که انسان وقتی همسر یا دوستی دارد، نباید اینطور رفتار کند و این رفتار اخلاقی نیست. آیا بنظر شما این واضح نیست؟
چه معنی دارد دوستی و نزدیکی دو انسان و بودن آنها با یکدیگر، اگر آنها کوچکترین تعهد اخلاقی نسبت به یکدیگر احساس نکنند و تا چشم همدیگر را دور دیدند دست به هر عملی بزنند؟ بخصوص اعمال جنسی و اینقدر نزدیکی به هر طریقی به هرکسی بخاطر هوس که خطرات متعدد ریز و درشت از امنیتی تا سلامت را در پی دارد. انتقال بیماریهای خطرناکی مثل ایدز و هپاتیت، و بیماریهای آزار دهندهء دیگر جنسی، پوستی و غیره، همه مواردی هستند که این بی بند و باری روتین میتواند موجب آن شود و گریبان همسر یا دوست فعلی/رسمی ما را بگیرد. آیا این عمل اخلاقی است؟ یعنی آدمی بخاطر هوس بی پایان خودش، آنهم درحالیکه میداند طرف دیگر راضی نیست، و با توسل به دروغ و فریب و فرصت طلبی، درحالیکه دوستی یا ازدواج هم یک توافق رسمی یا ضمنی و تعهد و مسئولیت و قول و قرارهایی دارد خلاف این، چنین رفتاری داشته باشد؟
آری من با آن افراد آتئیست در این مورد بحث کردم، اما آنها هیچوقت قادر نشدند که دلیل و سند روشن و محکمی در این باب ارائه کنند، بلکه صریحا نیز گفتند که بنظر ایشان بی بند و باری مشکلی ندارد!!
البته یک دفاع و فرار دیگری که سعی کردند بدان متوسل شوند آن بود که گفتند آن داستانها واقعی نیست و صرفا فانتزی است و فانتزی حکم واقعیت را ندارد که غیراخلاقی باشد! اما من با این هم مشکل داشتم و گفتم بنظر من ترویج نگرش و رفتارهای غیراخلاقی حتی به اسم فانتزی هم مشکل دارد و برای جامعه مضر است و شما که ادعای به رسمیت شناختن اخلاق و انسانهایی نوعدوست و جامعه مدار بودن را دارید نباید اجازه دهید چنین مطالبی در فروم شما درج و نشر شود، و در این راستا چند مثال زدم و از خودم فانتزی تعریف کردم، که البته شخصیت هدف ذکر شده در آن فانتزی یکی از اعضا/مدیران آن فروم بود، که همین باعث اخراج بنده از آن فروم شد. درواقع من با آن شخص مشکلی نداشتم و قصدم تنها این بود که مثال روشن و تاثیرگذار باشد و بطور کامل و قوی ای دریافت و منظور مرا منتقل نماید. اما بهرحال هرچه بود، و شاید این را بهانه کردند که از دست من خلاص شوند، موجب اخراج من از آن فروم شد.
بالاخره ما نفهمیدیم اگر ما هرچیزی را بگوییم و بعد اسم فانتزی روی آن بگذاریم، بدون مشکل میشود یا نمیشود! مگر من نگفتم که این که میگویم مثال و فانتزی است، پس چطور مشکل دار شد و مرا بابت آن اخراج کردند؟ نمیدانم شاید هم فکر کردند که من عمد و منظوری داشته ام و خواسته ام بطور غیرمستقیم به آنها توهین کنم و قوانین را دور بزنم. بهرصورت من شخصا فکر نمیکنم این مطلب مهمی بود و دو کلمهء باد هوا اگر به صرف اینکه از اشخاص حقیقی در آنها استفاده شده است اینقدر مهم است، پس آن مطالب دیگر به اسم فانتزی هم میتوانند همانقدر زشت و غیرمجاز و خطرناک باشند که مسلما میتوانند بی بند و باری و ابتذال محض را در جامعه ترویج کنند. حتی اگر حرف و رفتار من در باب آن مثالها یا حتی موارد دیگری غیرمودبانه یا نقض قوانین فروم بود، بنظر من بحث اصلی ما مهمتر از این بود که بخواهیم به این بهانه کسی را اخراج کنیم و صورت مسئله نیز در این جریان پاک شده و بحث اصلی از دستور کار خارج شود. پایبندی بیش از حد خشک و افراطی و مطلق و بی قید و شرط به قانون نیز بنظر من کار ابلهانه ایست و حداقلش مانع پیشرفت و بهره برداری بهینه از تمام منابع و فرصت ها میشود، چراکه قوانین محصولات خود ما هستند که لزوما بقدر کافی کامل و دقیق و پاسخگوی تمام نیازها در تمام زمانها و شرایط نیستند و آدمی ماشین نیست بلکه یک موجود هوشمند دارای احساسات و ضعفها و نقاط قوت و برتری خودش است که همیشه باید بیاندیشد و منعطف باشد و خودش را با حقایق و شرایط و فرصت هایی که خیلی وقتها گسترده تر و پیچیده تر و غیرقابل پیشبینی تر از قوانین و هر ماشین و ساز و کار ساختهء دست بشر است، تطبیق دهد.
آری بهرحال این بود داستان اخراج شدن بنده از فروم آتئیست ها و به اصطلاح خردگرایان اخلاقی!
بله بنده شاید شخصا آدم بددهن/پرخاشگری باشم، شاید خیلی اعمال و گفتارهای اشتباه و خلاف قوانین و اخلاق داشته ام و دارم، اما بهرصورت این موضوع که ذکر کردم و این تناقض آشکار در ادعا و رفتار این اشخاص، مطلب جدایی بود که خواستم برای آگاهی و اندیشه نسبت بدان، آنرا روایت کنم. قصد من تبرئه کردن خودم نبود، اما این موضوع و انتقاد و بحث اصلی من همچنان بدون پاسخ منطقی شایسته ای باقی ماند که مرا در شگفت میکند که انسانها چقدر آشکار و شدید میتوانند اینگونه متناقض باشند. چیزی که نفهمیدم این بود که منشاء آن چیست؟ آیا آنها صرفا آدمهای هرزه و خودخواه و شارلاتانی هستند که خود را پشت خردگرایی و توجیهاتشان در باب اعتبار و فایدهء اخلاق پنهان کرده اند، یا اینکه نه و قضیه با این تفسیر تفاوت میکند. آیا از خردگرایی و علم و عقل و وجدان بشری صرفا استفادهء ابزاری میکنند؟
چیزی که هست بهرحال رفتار و گفتار متناقض این افراد بیشتر به نظر بنده در باب اعتبار و استحکام اخلاق در مرام ماتریالیستی و علم و عقل بشری صرف نزدیک است که گفته بودم بنظر بنده در مرام ماده گرایی، که منشاء ماورایی برای اخلاق وجود ندارد، اخلاق از حد یکسری قراردادها بر اساس منافع مشترک فراتر نمیرود و بیش از این اعتبار و استحکام چندانی نداشته و ممکن است در شرایط مختلف براحتی نقض شود (بطور مثال در زمانی که یک کشور و ملت بسیار قوی تر از کشور و ملت دیگر است و میتواند براحتی و بدون اینکه هزینه و پاسخگویی خاصی را متصور باشد آنها را از دم تیغ بگذراند یا به انحاء دیگر ظلم و آزار کند بخاطر منافع خودش).
آقا اصلا من بددهن، بی ادب، نقض کنندهء قوانین، بی اخلاق! من هیچ دفاع و بحثی در این موارد ندارم، اما آن بحث و حرفم که منطقی بود و حداقلش قابل بحث بود و دلیل و سند منطقی طلب میکرد، نه یک مشت حرفهای صدمن یک غاز و ارائهء نظر شخصی بصورت لجوجانه و انگار که موضوعی شخصی است و به کسی مربوط نیست. ابتدا گفتید فانتزی است و بیان چیزهای غیراخلاقی در فانتزی اشکالی ندارد، بعدهم خودتان چند بار بصورت صریح گفتید که از نظر شما بی و بند و باری مشکلی ندارد! بدون اینکه دلیل و سندی در این باب ارائه کنید. از جنبه های دیگرش بگذریم، آیا به خطر انداختن سلامتی شریک جنسی خودتان بخاطر کوچکترین هوس های روزمره و بی پایان انسان، از نظر اخلاقی مشکلی ندارد؟ چرا؟ من شایستهء جواب بودم، نه اینکه بددهنی و توهین و نقض قوانین توسط مرا بهانه کنید و مرا اخراج نمایید! آیا شما با این ادعا و دیدگاه و رفتار متناقض و غیرمنطقی، میخواهید برای بشریت بهتر از مذهب و مذهبیون به ارمغان بیاورید؟
آیا مرا اخراج کردید چون خودتان خیلی به اخلاق و قوانین پایبند بودید؟!
آنوقت چطور برای سلامتی و عواطف و روابط انسانی و حقوق و انتظارات طبیعی انسانها ارزشی بیش از هوسهای بی پایان و زودگذر و سطحی خود قائل نیستید؟
شمایی که بخاطر سکس، یعنی آنهم فقط تنوع روزمره و مقداری سکس و لذت بیشتر در هر روز و هفته و ماه و سال، اینها را نادیده میگیرید، وقتی قدرتها و فرصتهای دیگری داشته باشید آیا بازهم به همین راحتی و بدون اینکه نیاز به پاسخگویی ببینید، اخلاق را زیرپا نگذاشته و صورت مسئله را پاک نخواهید کرد؟
من به این افتخار نمیکنم که با ادب هستم، نه من بی ادب هستم (خیالم هم نیست و من نبودم که ادعای اخلاق کردم)، ولی به هوش و باریک بینی خود افتخار میکنم که توانستم شما مدعیان را اینطور در تناقض هایتان گیر بیاندازم و رسوا کنم.
شاید شما آنچنان اسیر شهوات و خودخواهی محض خود هستید که اخلاق و خرد برایتان جز ابزاری بیش نیست جهت برآورده کردن این تمایلات شما. من حتی نمیگویم جهان جز این است (چون شخصا نمیتوانم ثابت کنم) و جز این فکر و عمل کنید، تنها میگویم که شما هم مثل بقیه براحتی مرتکب دروغگویی و فریبکاری میشوید. گرچه شاید حتی خودتان هم از این واقعیت آنطور که باید آگاه نباشید. هرچند هوش و زیرکی و علم و دانش شما را هم انکار نمیکنم. نه بالاخره هرکس ممکن است دانش و توانایی هایی داشته باشد که حتی دیگران بتوانند از آن استفاده کنند؛ که البته من نیز عاری از دانش و توانایی نیستم.
البته درکل نباید فکر کرد که هرکس اسم خودش را آتئیست و خردگرا میگذارد، لزوما آدم درست و حسابی است؛ و نباید اینکه چهار نفر آدم با این برچسب در یک فروم که درست و حسابی بنظر میایند باعث شوند که آدم فکر کند بقیهء افراد حاضر در آنجا هم همانطور هستند. نه شاید واقعا بعضی افراد صرفا یکسری اراذل و اوباش و آدمهای هرزهء کم و بیش معمولی هستند که طبیعی است که مذهب و خداباوری با خواسته های این افراد سازگاری ندارد و این افراد از آتئیسم و ادعای خردگرایی هم که شده برای پنهان کردن ماهیت و اهداف اصلی خودشان استفاده کنند. این افراد پشت آن دیگران پناه میگیرند و وانمود میکنند که همجنس آنها هستند، چون میدانند در غیر این صورت نمیتوانند از خود چهرهء موجهی جلوه دهند و چیزی برای ارائه به آدمهای حسابی ندارند!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>