تاریخچه/قوانین/ساختار حکومت ایالات متحدۀ آمریکا (3)

اصلاحیه نخست قانون اساسی ایالات متحده، بخشی از اعلامیه حقوق است. این اصلاحیه، ایجاد هر قانونی را که باعث تاسیس یک دین رسمی/ملی یا ترجیح یک دین بر دین دیگر شود، مانع پیروی آزادانه از دین شود، آزادی بیان را محدود کند، آزادی مطبوعات را پایمال کند، آزادی تجمعات و انجمن/تشکل های مسالمت آمیز را پایمال کند، یا شکایت از حکومت را منع کند، ممنوع میکند.بخشی از مخالفت های اولیه با تصویب قانون اساسی ایالات متحده بخاطر کمبود تضمین های کافی برای آزادیهای مدنی بود. برای فراهم کردن چنان تضمین هایی، اصلاحیهء نخست قانون اساسی (به همراه بقیهء اعلامیهء حقوق) در 25 سپتامبر 1789 به ایالتها تسلیم شد و در 15 دسامبر 1791 تصویب شد.حق شکایت از حکومت، انعکاسی از اعلامیهء حقوق سال 1689 انگلیس بود که اظهار میداشت: «شکایت کردن از پادشاه، حق افراد است، و تمام توقیف ها و پیگردها برای چنان شکایتی غیرقانونی هستند».

حق شکایت از حکومت به شکایت از تمام سه شاخه حکومت تسری دارد: کنگره، قوه اجرایی، و قوه قضایی. همچنین آن تنها شامل شکایت های عمومی بر علیه حکومت نیست بلکه شاکیان خصوصی را نیز که به دنبال منافع شخصی هستند شامل میشود.

اصلاحیهء نخست قانون اساسی ایالات متحده، یکی از نخستین تضمین های آزادی دینی بود: هیچکدام از اعلامیهء حقوق انگلیس، و اعلامیهء حقوق مردان و شهروندان فرانسه، تضمین مشابهی را دربر نداشتند.

==========================

منبع: First Amendment to the United States Constitution – Wikipedia, the free encyclopedia

——————————————————————————

البته اینم باید بگم که این آزادیها لزوما مطلق و بدون محدودیت نیستند.
مثلا حتی در آمریکا اگر کسی بیاد مردم رو به براندازی حکومت با روشهای خشونت آمیز ترغیب کنه، احتمالا دستگیر و محکوم میشه.
یا مثلا پورنوگرافی کودکان در آمریکا ممنوعه.
یا حتی چیزهای زشت/غیراخلاقی (Obscenity) که هیچ محتوا و ارزش دیگری (ارزش ادبی، هنری، سیاسی، علمی) ندارن تحت حفاظت آزادی بیان نیستن.
همچنین حکومت فدرال و ایالتها همواره اجازهء محدود کردن پورنوگرافی رو دادن، اما در عمل تاکنون قانونگذاری/کنترل اندکی روی بحث پورنوگرافی صورت گرفته.

جزییات و نمونه های اینطور موارد رو بنده دیگه ترجمه نکردم چون حجیم و نسبتا پیچیده بودن. برای اطلاع بیشتر میتونید مقالهء اصلی رو مطالعه بفرمایید.

خلاصه اینها مربوطه به استثناها و محدوده ها میشن که طبیعتا تا حد زیادی تعریف شدن و معیارهای مشخصی دارن.
در موارد پرونده های مختلف دادگاه که بوده در زمانهای مختلف، احکام مختلفی با برهان و اسناد و دلایل مختلفی داده شدن درمورد یکسری از این موارد استثناء و محدوده ها و یکسری معیارهایی هم برای تشخیص موارد استثناء و محدودیت ها وضع شدن. البته پیش آمده که این حکمها و نظرات بعدا تغییر کردن و حتی مخالف هم بودن.

ضمنا تاجاییکه فهمیدم در آمریکا دادگاهها خیلی اهمیت دارن و تفسیر و احکام و دلایل و معیارهایی که ارائه میدن عملا قانون میشه و اکثرا در موارد بعدی هم مورد استناد و پیروی قرار میگیرن.
دادگاهها هستن که قانون اساسی رو تفسیر میکنن.
این مقاله ها فکر میکنم در این مورد بیشتر توضیح میده:
Common law – Wikipedia, the free encyclopedia
Precedent – Wikipedia, the free encyclopedia
یک بخشی از این مطالب رو میذارم:

Common law (also known as case law or precedent) is law developed by judges through decisions of courts and similar tribunals (as opposed to legislative statutes or executive branch action).

ترجمه: «Common law (همچنین شناخته شده بعنوان case law یا precedent) قانونی ایجاد شده توسط قاضی ها از طریق تصمیمات دادگاه ها و محکمه های مشابه است (در مقابل قوانین مجلس یا عمل قوهء اجرایی)»

A “common law system” is a legal system that gives great precedential weight to common law,[2] on the principle that it is unfair to treat similar facts differently on different occasions.

ترجمه: «یک سیستم common law سیستم قانونی ای است که وزن سابقه ای زیادی به common law میدهد بر اساس این قاعده که رفتار متفاوت با واقعیت های مشابه در اوقات مختلف غیرمنصفانه است»

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>