آخر الزمانی که ممکن بود

از زمان نطفه بستن موشک اتمی و سیستمهای هشدار اولیه، ایالات متحده و روسیه هر یک حداقل دو نمونه از اطلاعات معیوب منجر به خطر نزدیک رگبار اتمی داشته اند.

در ساعتهای اولیهء صبح 9 نوامبر 1979 فقط یک ماه و نیم از واقعهء Vela، خدمهء کنترل کنندهء سیلوهای زیرزمینی موشک در طول Great Plains آمریکا، یک آماده باش فوری دریافت کردند. ماهواره های هشدار اولیه آشکار کرده بودند که موشک های اتمی شوروی در پرواز بودند. سربازان مقرهای خود را پر کردند و خودشان را برای غیرقابل تصور محکم کردند: امکان پرتاب موشکهای اتمی بالستیک خودشان در تلافی. زمان کمی برای توجه به گزینه ها وجود داشت، از آنجاییکه ظاهرا صدها مگاتن جنگ افزار اتمی با سرعتهای بالا درحال حرکت بودند. بنظر رسید که دنیا به لطف ابرقدرت های جهان در شرف پایان است.

این هشدار به نیروی موشک قاره پیمای ایالات متحده محدود نبود. تمام نیروی رهگیری دفاع هوایی ایالات متحده درحالت آماده باش قرار داده شد، و حداقل 10 جنگنده از زمین بلند شدند. مقر فرماندهی هوایی اضطراری ملی – هواپیمای آخرالزمان – به آسمان بلند شد، هرچند رئیس جمهور سوار آن نبود. ایالات متحده درحال فرو افتادن به نقشهء امکان آخرالزمان خودش بود و برای بدترین حالت آماده میشد.

خوشبختانه، این کابوس اتمی تنها یک خطا در سیستم آشکارسازی ایالات متحده بود، نه یک حملهء واقعی. یک نوار آموزشی که نشانه های یک حملهء پیشدستانهء اتمی عظیم شوروی را شبیه سازی کرده بود اشتباها داخل یک رایانه که فرماندهی هوایی استراتژیک مرکز کنترل کوهستان Cheyenne در عمق کوههای Colorado نصب کرده بود بارگذاری شده بود. این اشتباه وقتی آشکار شد که رهبران ایالات متحده داده های خام از ماهواره های هشدار اولیهء برنامهء پشتیبانی دفاع (DSP) را مشاهده کردند. این بخشی از پروتکل ارزیابی تهدید استاندارد استفاده شده قبل از تصمیم به استارت یک ضربهء متقابل عظیم بود. ماهواره های DSP قادر بودند پرتاب موشکهای شوروی را تقریبا هرجایی در روی سطح زمین آشکار کنند. هیچکدام از این ماهواره ها هیچ پرتابی را گزارش نکردند…و از یک جنگ جهانی اتمی تصادفی بصورت ظریفی اجتناب شد.

کمتر از یک سال بعد از حادثهء نوار تمرینی، فرماندهان ایالات متحده هشدار دیگری دریافت کردند که شوروی یک ضربهء اتمی را آغاز کرده است. در 3 ژوئن 1980، خدمهء پرتاب موشکهای Minuteman هشدارهای پرتاب ابتدایی دریافت کردند، و خدمه های بمب افکن به هوا رفتند. این بار هرچند، نمایشگرها یک الگوی حملهء قابل تشخیص یا حتی یک تعداد سازگار از موشکهای درحال ورود را آنچنان که در ماجرای نوار تمرینی نشان دادند نشان ندادند. درعوض، نمایشگرها یک تعداد تصادفی از موشکهای حمله کننده را که بطور متناوب تغییر میکرد نشان دادند. نمایشگرها نشان میدادند که 200 موشک پرتاب شده اند، سپس صفر، و سپس 2 موشک. همچنین، تعداد موشکهای حمله کنندهء نمایش داده شده در مقرهای فرماندهی مختلف یکسان نبود. این نمایش تصادفی پرتاب موشکها، خدمهء کنترل کنندهء رادارهای هشدار اولیه را به تکاپو برای پیدا کردن یک پاسخ وا داشت.
دوباره، داده ها از ماهواره های DSP و دیگر سیستمهای هشدار اولیه بازنگری شدند، و معلوم شد که هیچ موشکی پرتاب نشده است. بررسی های بعدی آشکار کرد که خرابی فقط یک تراشهء رایانه ای باعث نمایش تعداد تصادفی موشک های مهاجم شده بود.

شوروی سیستم هشدار اولیهء ماهواره ای مستعد خطای خود را که بهتر از سیستم غرب نبود ایجاد کرده بود. هرچند، شوروی ها یک روش متفاوت را برای رصد این پرتاب ها انتخاب کردند. شوروی های تصمیم گرفتند که از بالا تمام سطح زمین را مشابه روشی که ماهواره های DSP ایالات متحده انجام میدهند نظاره نکنند. در عوض، ماهواره های شوروی به لبهء زمین نگاه میکنند که شانس اینکه یک پدیدهء طبیعی مانند پرتاب یک موشک بنظر برسد را کاهش میدهد. وقتی یک موشک 5 تا 10 مایل به بالا میرود، همانند یک نقاشی سیاه قلم در برابر زمینهء سیاه فضا بنظر میرسد. همچنین، وقتی لبهء زمین مشاهده میشود، نور منعکس شده از بالای ابرها و منابع برف باید از میان مقدار بسیار بیشتری از اتمسفر عبور کند، که شانس اینکه این نور باعث یک هشدار اشتباه شود را کاهش میدهد.
برای مشاهدهء یک موشک تازه پرتاب شده دربرابر زمینهء سیاه فضا، یک نوع منحصربفرد از مدار برای ماهواره نیاز است. برای دستیابی به این، شوروی ماهواره های هشدار اولیهء خود را در یک مدار Molnyia قرار داد. یک مدار Molnyia وقتی که از نیمکرهء جنوبی عبور میکند به زمین خیلی نزدیک میشود، اما وقتی به نیمکرهء شمالی و اوج آن میرسد، تقریبا به یک دهم فاصله تا ماه میرسد. از این ارتفاع بالا در بالای اروپای شمالی، ماهواره های هشدار اولیهء Oko (به معنی چشم) شوروی بسیاری از وقت خود را به مشاهدهء میدانهای موشکی ایالات متحده صرف میکنند. این عمل تقریبا به کابوس اتمی منجر شد. یک دید فرضی ماهوارهء Oko از میدان موشکی ایالات متحده در زمان واقعهء اعتدال پاییزی، با فاصلهء کوتاهی پس از نیمه شب در 26 ام سپتامبر 1983، میدان دید ماهواره بصورت کامل با خورشید و پایگاههای موشکی ایالات متحده هم راستا شد. آنها به شکلی قرار گرفته بودند که حداکثر میزان نور خورشید از ابرهای ارتفاع بالا به سوی ماهوارهء هشدار اولیه منعکس شد. سرهنگ دوم Stanislav Petrov مسئول پناهگاه سری Serpukhov-15 بود که شوروی از آن سیگنالهای ماهواره ای را می پایید. در مصاحبه های متعاقب، او مسئلهء دشواری را که او موقعیکه که سیستم بصورت ناگهانی پرتاب چندین موشک را از میدانهای موشک قاره پیمای ایالات متحده نشان داد با آن روبرو شده بود شرح داد. با سرپیچی از فرمانهای تغییر ناپذیرش، سرهنگ دوم Petrov تصمیم گرفت تا هشدار را به صدا درنیاورد. Petrov بعدا درمورد واقعه صحبت کرد، و توضیح داد که چرا او اطلاعات را به مافوق هایش انتقال نداد: «وقتی افراد یک جنگ را آغاز میکنند، آنها آنرا با تنها 5 موشک آغاز نمیکنند. شما با تنها 5 موشک صدمهء کمی میتوانید وارد کنید.»

آخرین چنان کابوسی که ابرقدرت ها راضی هستند تایید کنند در 25 ژانویه 1995 رخ داد. مدت کوتاهی قبل از طلوع خورشید، سیستمهای هشدار اولیهء شوروی به صدا درآمدند که یک موشک آمریکایی درحال آمدن است. موشک از نزدیکی نروژ آمده بود که پیشنهاد کنندهء این بود که آمریکایی ها درحال اجرای سناریوی کلاسیک ضربهء اولیهء جنگ سرد هستند: آوردن یک زیردریایی به ساحل، و بالا انداختن یک موشک اتمی که بالای اتحاد شوروی منفجر شود، که بوسیلهء آن ایستگاههای رادار روسی کور میشوند. در تئوری، این عمل پس از مدت کوتاهی با یک حملهء تمام و کمال دنبال خواهد شد.

برخلاف هشدارهای قبلی، این اتفاق یک خطا در سیستم آشکارسازی اولیه نبود، این موشک بعنوان واقعی تایید شد. با هراس از بدترین وضعیت، ارتش روسیه برای آغاز یک حملهء متقابل در مقیاس کامل درمقابل ایالات متحده آماده شد. هواپیماها آماده بودند، و موشک ها منتظر برای انجام یک رگبار اتمی بر روی اهداف انتخاب شده در ایالات متحده در یک لحظه، نشسته بودند. فشارها در رهبری روس چنان بالا رفتند که رئیس جمهور روسیه بوریس یلتسین کیف اتمی خوش را فعال کرد که او را قادر میکرد با بالارتبه ترین مشاوران نظامی اش ارتباط برقرار کند و وضعیت را بصورت آنلاین بازنگری کند. این اولین باری بود که او چنان کاری انجام داد.

درمیان این بلاتکلیفی، همچنان که انگشتان زیادی بصورت عصبی بر فراز دکمه های شروع مرگ معلق بود، کلمه از ناظران نظامی شوروی دریافت شد: موشک، درحالیکه واقعی، در مسیر روسیه نیست. آن یک راکت بی خطر تحقیقاتی بود که به فضا میرفت. ناسا راکت چهار مرحله ای را با مشارکت دانشمندان نروژی به قصد مطالعهء نورهای شمالی پرتاب کرده بود، و به علتی، مردان ایستگاههای راداری شوروی این یادداشت را دریافت نکرده بودند. راکت اولین راکتی نبود که از جزیرهء نزدیک نروژ پرتاب میشد، با اینحال آن توسط رادارهای هشدار اولیهء با تفکیک پایین شوروی از یک موشک Trident قابل تشخیص نبود.

موشک های بالستیک بین قاره ای با استانداردهای برآورد خطر امروز عجیب هستند؛ سلاح اتمی آینده بیشتر محتمل است که از یک atomic attaché (م: به علت مشخص نشدن معنی ترجمه نشد) آغاز شوند بجای اینکه از یک سیلوی موشک بیایند. اما تا زمانیکه تعداد ملت هایی با سلاحهای اتمی بصورت پیوسته افزایش می یابد، سیستمهای هشدار اولیه یک ضرورت ناخوشایند هستند. با توجه به هدف این سیستمهای آشکارسازی – دفاع از ملت ها دربرابر تصور نکردنی – مضحک است که آنها حداقل چند بار مسئول آوردن جهان به لبهء یک آخرالزمان نابجا هستند.

===========================

منبع: .:SonicBomb:. – Apocalypses That Might Have Been

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>