دیجیتالی شدن جهان

-= آیا دیجیتالی شدن یک چیز خوب است؟ ما چطور میتوانیم از این بابت مطمئن شویم؟ =-

توضيح مترجم: در اين مقاله digital inclusion به ديجيتالي كردن ترجمه ميشود؛ ممكن است معادل رسمي بومی يا گویاتری داشته باشد.

– مقدمه

فناوري اطلاعات و ارتباطات ديجيتال امكان يك دنياي جديد آزادي را فراهم ميكند. آن همچنين امكانهاي مراقبت و كنترل كه ديکتاتوريهاي گذشته تنها ميتوانستند براي ايجاد آنها تقلا كنند را فراهم ميكند. نبرد براي تصميم بين اين امكانها درحال حاضر در جريان است.

فعاليتهاي جهت گيري شده بر روي شامل كردن مردم بيشتري در استفاده از فناوري ديجيتال بر اساس اين فرض بنا شده اند كه چنان شامل كنندگي اي چيز مطلقا خوبي است. وقتي تنها با راحتي آني قضاوت شود چنان بنظر ميرسد. اما، اگر ما همچنين با معيارهاي حقوق بشر قضاوت كنيم، اين پرسش كه آيا ديجيتالي كردن خوب يا بد است بسته به آنست كه ما به كدام نوع از دنياي ديجيتال وارد ميشويم. اگر ما ميخواهيم در جهت ديجيتالي كردن بعنوان يك هدف كار كنيم، بايسته است كه مطمئن شويم آن از نوع خوب است.

جهان ديجيتال امروز با شش تهديد اصلي براي آزادي كاربران مواجه است: پاییدن، سانسور، نرم افزار انحصاري، فرمتهاي محدود شده، نرم افزار بعنوان يك سرويس، و اعمال كپي رايت. يك برنامه براي ترويج «ديجيتالي كردن» بايد اين تهديدها را براي اجتناب از در معرض تهديد قرار دادن بهره برندگان مورد نظرش درنظر بگيرد. ابتدا ما به طبيعت اين تهديدها نگاه ميكنيم؛ سپس راههايي را براي مقاومت دربرابر آنها، بصورت جمعي و منفرد، پيشنهاد ميكنيم.

– پاییدن/مراقبت (SURVEILLANCE)

سیستمهای مراقبت دیجیتال درحال گسترش هستند. انگلیس رایانه هایی را با دوربین برای ردیابی تمام مسافرت های اتومبیل استفاده میکند. چین قصد دارد تا تمام کسانی را که از یک کافهء اینترنتی استفاده میکنند شناسایی و عکسبرداری کند. (1)

تلفن های همراه ابزارهای Big Brother هستند. بعضی میتوانند بوسیلهء فرمان از راه دور برای گوش دادن به مکالمه های کاربر بدون دادن هیچ علامتی حاکی از استراق سمع فعال شوند، بوسیلهء پلیس (2) و بوسیلهء افراد غیرمجاز (3). کاربران قادر نیستند تا جلوی اینرا بگیرند چون نرم افزار در تلفن آزاد نیست، بنابراین تحت کنترل کاربر نیست.

تلفن های همراه همچنین کاربر را مکان یابی میکنند، حتی وقتی که در وضعیت بیکار تنظیم شده اند. شبکهء تلفن نیاز دارد بطور تقریبی بداند تلفن کجا قرار گرفته است تا بتواند با آن مکالمه کند، و میتواند آن اطلاعات را براحتی بطور دائمی ضبط کند. اما، شبکه ها طوری طراحی شده اند که میتوانند تلفن ها را با دقت بسیار بیشتری بوسیلهء محاسبات مثلثی مکان یابی کنند. آنها میتوانند اینرا حتی بهتر از GPS داخل تلفن انجام دهند، با یا بدون رضایت کاربر.

در بسیاری کشورها، مراقبت همگانی آنچه را شما میگویید ضبط نمیکند، فقط آنکه شما با چه کسی صحبت میکنید. اما آن کافی است تا کاملا خطرناک باشد، از آنجاییکه به پلیس اجازه میدهد شبکه های اجتماعی را دنبال کند. اگر یک مخالف شناخته شده با شما بوسیلهء تلفن یا ایمیل صحبت کند، شما یک کاندید برای برچسب خوردن بعنوان یک مخالف هستید. فایده ای ندارد تا از ارتباط بوسیلهء ایمیل یا تلفن موقعیکه یک دیکتاتور قدرت را در دست میگیرد دست بکشید، چون پلیس مخفی آن به بایگانی مکالمات گذشتهء شما دسترسی خواهد داشت.

اتحادیهء اروپا نگهداری بایگانی تمام تماسهای تلفن و ایمیل را برای دوره های زمانی تا دو سال اجباری میکند. هدف بیان شده از این مراقبت «جلوگیری از تروریسم» است. مراقبت غیرقانونی بوش (Bush) از تماسهای تلفنی همچنین این هدف را ذکر کرد. تروریسم غیردولتی یک خطر واقعی در یک تعداد معدودی از کشورهاست، اما مرتبهء آن اغلب اغراق شده است؛ افراد بیشتری در ایالات متحده در سپتامبر 2001 بر اثر تصادفات اتومبیل مردند تا تروریسم، اما ما جنگی با وسعت جهانی بر اساس تصادفات نداریم. درمقابل، رویهء برچسب زدن به مخالفت سیاسی بعنوان «تروریست ها»، و استفاده از قوانین ضدترور مفروض برای نفوذ کردن و خراب کردن فعالیت های آنها دموکراسی را در همه جا تهدید میکند. برای نمونه، نیروهای قدرت تروریسم مشترک ایالات متحده در یک محدودهء وسیع از گروههای مخالف نفوذ کرد. (4)

متهم کردن دروغ به «تروریسم» یک رویهء استاندارد برای سرکوب کردن مخالفت سیاسی است. در ایالات متحده، اعتراض کنندگانی که پنجره ها را در همایش ملی جمهوری خواه سال 2008 شکستند به تروریسم متهم شدند. (5) تازه تر، ایران اعتراض کنندگان خواستار یک انتخابات جدید را بعنوان تروریست توصیف کرد. (6) ژنرال هایی که در سالهای 1970 بر بیشتر آمریکای جنوبی فرمان میراندند دقیقا آن توجیه را برای قتل سیستماتیک مخالفان آوردند. (7)

یک جامعهء آزاد ناشناس بودن (anonymity) را در آنچه شما خارج از خانهء خودتان انجام میدهید تضمین نمیکند: همیشه ممکن است کسی متوجه شود شما در خیابان کجا رفتید، یا یک بازرگان بیاد خواهد آورد که شما چه چیزی خریدید. این اطلاعات پراکنده است، نه آماده شده برای استفادهء فوری. یک کاراگاه میتواند افرادی را که متوجه شما شده اند پیدا و از آنها دربارهء این سوال کند؛ هر شخص ممکن است چیزی را که درمورد شما میداند بگوید یا نگوید. تلاش لازم برای این کار معمول بودن انجام آنرا محدود میکند.

درمقابل، مراقبت دیجیتال سیستماتیک، تمام اطلاعات دربارهء همه کس را برای استفادهء راحت برای هر منظوری جمع آوری میکند، خواه آن بازاریابی باشد، نفوذ، یا دستگیری مخالفان. چون این کنترل مردم را بر کشور به خطر میاندازد، ما باید درمقابل مراقبت بجنگیم چه ما مخالف سیاست های فعلی حکومت هستیم یا نه. با فرض مراقبت و ردیابی ای که تلفن های همراه انجام میدهند، من نتیجه گرفتم که وظیفهء من است تا از داشتن یکی از آنها امتناع کنم، علیرغم راحتی ای که آن فراهم میکرد. من اسرار معدودی دربارهء مسافرت های خودم دارم، بیشتر آنها بخاطر سخنرانی های بطور عمومی اعلام شده هستند، اما ما نیاز داریم تا با مراقبت بجنگیم حتی اگر آن زمانی ایجاد شده است که ما اسرار خاصی برای نگهداشتن نداریم.

سیستم مراقبت مسافرت اتومبیل پیش از این برعلیه مخالفان سیاسی بکار رفته است. (8)

– سانسور

وقتی موضوع سانسور اینترنت ذکر میشود، احتمالا مردم به چین فکر میکنند، اما بسیاری از کشورهایی که احترام گذارنده به آزادی فرض میشوند اقدام به تحمیل سانسور کرده اند. حکومت دانمارک دسترسی به یک لیست سری از صفحات وب را مسدود کرده است. حکومت استرالیا خواست تا عمل مشابهی انجام دهد، اما به مقاومت قوی برخورد، پس درعوض آن لینک به یک لیست طولانی از آدرس های اینترنتی را ممنوع کرده است. مدافعان الکترونیک استرالیا تحت تهدید به جریمه های یازده هزار دلار استرالیا در هر روز مجبور شده بود تا لینک به یک سایت سیاسی ضد سقط جنین را حذف کند. (9) لیست سری آدرسهای اینترنتی ممنوعهء دانمارک درز پیدا کرده بود و به Wikileaks پست شده بود؛ آن صفحه اکنون در لیست قدغن شدهء استرالیا قرار دارد. (10) آلمان در شرف براه اندازی سانسور اینترنت است. (11)

سانسور محتویات وبسایت ها نیز یک تهدید است. هند اکنون یک طرح وسیع سانسور را اعلام کرد که عملا آزادی مطبوعات روی اینترنت را منسوخ خواهد کرد. (12)

بعضی کشورهای اروپایی دیدگاههای سیاسی ویژه ای را روی اینترنت سانسور میکنند. در ایالات متحده، مردم بخاطر راه اندازی یک وبسایت که دربارهء اعمالی انجام شده برعلیه آزمایش بر روی حیوانات بحث کرده بود بعنوان «تروریست» زندانی شده اند. (13)

عذر دیگر متداول برای سانسور این ادعاست که کارهای «زشت» خطرناک هستند. من موافقم که بعضی کارها زشت هستند؛ برای نمونه، خشونت مخوف در فیلم Pulp Fiction مرا منزجر کرد، و من تلاش خواهم کرد تا هیچوقت چیزی چنان را نبینم. اما آن سانسور کردن آنرا توجیه نمیکند؛ مهم نیست یک کار میتواند چقدر زشت باشد، سانسور بیشتر آنطور است. یک نوع دیگر از این توجیه «محافظت از بچه ها» است، که نقش هراس اغراق شده و بیشتر در جای اشتباه والدین را دارد. (14)

سانسور هیچ چیز جدیدی نیست. آنچه جدید است راحتی و اثربخشی سانسور بر روی ارتباطات و انتشارات الکترونیک است (حتی وقتیکه معدودی نابغه راههایی برای دور زدن آن دارند). چین در سال 1960 با جدا کردن جمعیتش از جهان به سانسور موثر دست یافت، اما آن باعث عقب نگه داشته شدن توسعهء کشور شد، که برای رژیم و همچنین جمعیت دردناک بود. امروز چین فناوری دیجیتال را برای دستیابی به سانسور موثر سیاسی بدون جدا کردن جمعیت خودش به شکلهای دیگر، استفاده میکند. (15)

– نرم افزاری که شما نمیتوانید کنترل کنید

برای اینکه کاربران رایانه بتوانند در فعالیت های پردازشی خود آزادی داشته باشند، آنها بایست بر روی نرم افزاری که استفاده میکنند کنترل داشته باشند. این بدین معناست که آن باید نرم افزار آزاد باشد، که من در اینجا «آزاد» میخوانم تا تاکید کرده باشم که این یک مسئلهء مربوط به آزادی است، نه قیمت.

یک برنامه آزاد است اگر آن به کاربر این چهار آزادی اساسی را بدهد: (16)

صفر – آزادی برای اجرای برنامه به هرصورتی که شما میخواهید.

یک – آزادی برای مطالعهء کد منبع، و تغییر آن برای آنکه برنامه آنچه را شما میخواهید انجام دهد.

دو – آزادی برای توزیع مجدد و/یا انتشار مجدد کپی های یکسان. (این آزادی برای کمک کردن به همسایه تان است.)

سه – آزادی برای توزیع و/یا انتشار کپی ها از نسخه های تغییر یافتهء شما. (این آزادی برای مشارکت کردن در جامعه تان است.)

وقتی نرم افزار آزاد است، کاربران آنچه را آن انجام میدهد کنترل میکنند. یک برنامهء غیرآزاد یا انحصاری (proprietary) تحت کنترل توسعه دهندهء آن است، و بعنوان یک ابزار برای دادن کنترل بر کاربران به توسعه دهنده عمل میکند. آن ممکن است راحت باشد، و یا نباشد، اما در هردو حالت آن یک سیستم اجتماعی را بر کاربرانش تحمیل میکند که آنها را جداشده و درمانده نگه میدارد. اجتناب از این بی عدالتی و دادن کنترل به کاربران بر پردازششان به چهار آزادی ذکر شده نیاز دارد. آزادیهای صفر و یک به شما بر پردازش خودتان کنترل میدهند، و آزادی سه کاربران را قادر میکند تا با همدیگر کار کنند تا بصورت مشترک پردازش خودشان را کنترل کنند، درحالیکه آزادی دو به معنای آنست که کاربران جدا نگه داشته نشده اند. (17)

خیلی ها استدلال میکنند که نرم افزار آزاد بر مبنای تئوریهای اقتصادی غیرممکن است. بعضی از آنها نرم افزار آزاد را به اشتباه «نرم افزار مجانی» تفسیر میکنند؛ بقیه اصطلاح را درست میفهمند، اما بهرصورت آنها ادعا میکنند که تجارتها هرگز نخواهند خواست چنان نرم افزاری را توسعه دهند. اینرا با یک فرض مقدم همچون اینکه «نرم افزار مفید فقط میتواند توسط برنامه نویسانی که پول میگیرند توسعه داده شود» ترکیب میکنند و آنها نتیجه میگیرند که نرم افزار آزاد هرگز نمیتوانست وجود داشته باشد. این استدلال نوعا بصورت دایره ای بصورت یک سوال همچون «برنامه نویسان چطور میتوانند گذران زندگی کنند اگر نرم افزار آزاد باشد؟» ارائه میشود. هردوی فرضهای مقدم، و نیز نتیجه، با واقعیت های روشن در تناقض هستند؛ احتمالا سوالهای دایره ای به این منظور هستند که فرضهای مقدم را مبهم کنند تا مردم آنها را با واقعیت ها مقایسه نکنند.

ما میدانیم که نرم افزار آزاد میتواند توسعه داده شود چون خیلی از آن وجود دارد. هزاران برنامهء آزاد مفید وجود دارند، (18) و میلیونها کاربر (19) سیستم عامل گنو/لینوکس (20) را استفاده میکنند. هزاران برنامه نویس بصورت داوطلبانه نرم افزار آزاد مفید مینویسند. (21) شرکتهایی همچون ردهت، آی بی ام، اوراکل، و گوگل به برنامه نویسان پول میدهند تا نرم افزار آزاد بنویسند. من حتی بصورت تقریبی نمیدانم چه تعدادی توسعه دهندهء نرم افزار آزاد که دستمزد میگیرند وجود دارند؛ مطالعهء این سوال مفید خواهد بود. Alexandre Zapolsky از همایش تجارت نرم افزار آزاد Paris Capitale du Libre ا ( Paris Capitale du Libre – Home ) در سال 2007 گفت که شرکتهای نرم افزار آزاد فرانسه بیش از ده هزار نفر را تحت استخدام دارند.

بیشتر کاربران رایانه از نرم افزار انحصاری استفاده میکنند، و به اینکه اجازه دهند شرکتهای معدودی رایانه هایشان را کنترل کنند خو گرفته اند. اگر شما یکی از آنها هستید، شما ممکن است این دیدگاه را پذیرفته باشید که آن عادی و مناسب است که آن شرکتها بجای شما کنترل را در دست داشته باشند. شما ممکن است همچنین باور داشته باشید که توسعه دهندگان «مشهور» قدرت خود را برای سوء استفاده کردن درقبال شما بکار نخواهند گرفت. حقیقت آنست که آنها اینکار را میکنند.

ویندوز مایکروسافت ویژگیهایی را برای جاسوسی از کاربران دارد. (22) ویژگیهای مدیریت محدودیت های دیجیتال (DRM) برای آن طراحی شده اند تا کاربر را از استفادهء کامل از فایلهای خودش باز دارد. (23) و یک در پشتی همه منظوره که میکروسافت با آن میتواند نرم افزار را بصورت اجباری به هر شکلی در هر زمانی تغییر دهد. (24) میکروسافت میتواند هر نرم افزاری را تغییر دهد، نه فقط مال خودش را. (25) تلفن های همراه وابسته به یک شبکه تلفن خاص میتوانند یک در پشتی مشابه را به شبکه بدهند. MacOS (یک سیستم عامل) همچنین ویژگیهای DRM ای دارد که برای محدود کردن کاربر طراحی شده اند.

تنها دفاع شناخته شده دربرابر ویژگیهای بداندیش (malicious) اصرار بر نرم افزاری است که بوسیلهء کاربران کنترل میشود؛ نرم افزار آزاد. آن یک تضمین کامل نیست، اما در انتخاب دیگر هیچ دفاعی ابدا وجود ندارد. اگر کد هنجار/قانون است (م: اشاره به گفتار یک دانشمند آمریکایی)، آنهاییکه بوسیلهء آن حکمرانی میشوند باید قدرت تصمیمگیری آنچه را که آن باید بگوید داشته باشند.

– فرمت های محدود شده

فرمتهای فایل محدود شده، کنترل شخصی بر روی ارتباطات و انتشارات تحمیل میکنند. آنهاییکه فرمتها را کنترل میکنند، در یک دید کلی، استفادهء جامعه از اطلاعات را کنترل میکنند، چون آن نمیتواند بدون اجازهء آنها توزیع یا خوانده/دیده شود.

برای نمونه، فایلهای متنی اغلب در فرمت سری Word میکروسافت توزیع میشوند، که بقیهء توسعه دهندگان فقط بطور ناکامل قادر شده اند تا آنرا رمزگشایی و پیاده سازی کنند. این رویه با انتشار کتابها با یک الفبای سری که فقط کاتبان رسما تایید شده میدانند چطور آنرا بخوانند قابل مقایسه است. تلویزیون عمومی ایتالیا (RAI) ویدئوها را در فرمت VC-1 توزیع میکند، که اطلاعات فنی آن فقط تحت توافق نامه های عدم افشاسازی از انجمن تصاویر متحرک و مهندسان تلویزیون (SMPTE) در دسترس است. بطور خنده داری، SMPTE این را در یک فایل Word توضیح میدهد، که برای ذکر بعنوان یک مرجع مناسب نیست. (26) این استاندارد تاحدی بوسیلهء مهندسی معکوس رمزگشایی شده است.

بیشتر توزیع موسیقی روی اینترنت از فرمت پتنت (patent) شدهء MP3 استفاده میکند، و بیشتر ویدئو از فرمتهای پتنت شدهء MPEG-4 همچون DIVX و H.264 استفاده میکند. VC-1 همچنین پتنت شده است. (27) هر پتنت نرم افزاری مستقیما به آزادی همهء کاربران برای استفاده از رایانه شان حمله میکند. استفاده از فرمتهای داده ای پتنت شده قابل مقایسه با اجبار کردن مردم به استفاده از کاتبان رسما اجازه داده شده بجای خواندن و نوشتن خودشان است. پتنت ها بر روی فرمتهای MPEG برای حمله و تهدید کردن توسعه دهندگان و توزیع کنندگان برنامه هایی که میتوانند با این فرمتها کار کنند استفاده شده اند، شامل برنامه های آزاد. بعضی توزیع کنندگان سیستم گنو/لینوکس، برای نمونه ردهت، جرات نمیکنند از این برنامه ها پشتیبانی کنند.

یک فرمت محدود شده یک تله است؛ هر و تمام استفاده ها از فرمت اثر هل دادن کاربران رایانه به داخل تله را دارند. دیجیتالی سازی متکی بر این فرمتها یک قدم به سمت جلو نیست.

– نرم افزار بعنوان یک سرویس

نرم افزارهای انحصاری نوعی به شما تنها یک باینری (فایل اجرایی) میدهند، که عملکردهای آن بوسیلهء توسعه دهنده کنترل میشوند، و نه بوسیلهء شما. یک رویهء جدید نامیده شده تحت «نرم افزار بعنوان یک سرویس» یا «SaaS»، به شما حتی کنترل کمتری میدهد. با SaaS شما حتی یک کپی از برنامه ای را که میتوانید اجرا کنید دریافت نمیکنید. درعوض، شما دیتای خودتان را به یک سرور میفرستید، یک برنامه در آنجا اجرا میشود، و سرور نتیجه را به شما پس میفرستد. اگر کاربران یک باینری داشته باشند، و اگر واقعا مصمم باشند آنها میتوانند آنرا مهندسی معکوس و وصله (patch) کنند. با SaaS، آنها نمیتوانند حتی آنرا انجام دهند.

مهندسی معکوس آنقدر سخت است که احتمالا نرم افزار بعنوان یک سرویس اندکی از نرم افزار انحصاری بدتر است. نکتهء مهم، هرچند، اینست که آن بهتر نیست. برای اینکه کاربران کنترل پردازش خود را داشته باشند، آنها باید از SaaS اجتناب کنند دقیقا همانطور که باید از نرم افزار انحصاری اجتناب کنند.

برای آماده سازی این مقاله من دعوت شدم تا از یک سایت IEEE موسوم به IEEE PDF eXpress برای تبدیل فایل PDF خودم به نوعی که فونتهای توکار لازم برای مذاکرات کنفرانس را دارد استفاده کنم. با نگاه کردن به آن سایت، من نتیجه گرفتم که آن یک نمونه از نرم افزار بعنوان سرویس است، و بنابراین من نباید از آن استفاده کنم. یک ضربهء دیگر درمقابل آن آنست که آن کاربران را ملزوم میدارد تا هویت خودشان را مشخص کنند، که مراقبت بی علت است.

موضوع این نیست که من بطور خاص نگران هستم که این سایت بداندیش است. من نمیتوانم بطور ضمنی به IEEE اعتماد کنم، چون من با محدودیت هایی که روی توزیع کردن مقالاتی که منتشر میکند اعمال میکند مخالف هستم، اما حوزهء کوچکی در آن کار خاص سایت برای سوء رفتار با کاربرانش وجود دارد (جدای از مسئلهء مراقبت بی علت). هرچند، نکته این نیست که این سایت بخصوص از قدرت خودش سوء استفاده میکند. نکته اینست که ما نباید اجازه بدهیم تا به اعطا کردن آن نوع از قدرت به دیگران بر خودمان عادت کنیم. عادت منتقل کردن کنترل پردازش خودمان به دیگران یکی از آن خطرناک ها است. راه مقاومت دربرابر این رویه سرباز زدن از دعوتها به پیروی از آنست.

تنها راه برای نگه داشتن کنترل خودتان بر پردازش تان انجام دادن آن توسط کپی خودتان از یک نرم افزار آزاد است.

– کپی رایت و اشتراک گذاری

بزرگترین برخورد در اینترنت جنگ با اشتراک گذاری است: تلاش بوسیلهء صنعت انتشارات برای جلوگیری از اینکه کاربران اینترنت از توانایی کپی و اشتراک گذاری اطلاعات بهره مند شوند.

کپی رایت در عصر ماشین چاپ بعنوان یک کنترل صنعتی بر روی تجارت نوشتن و انتشار ایجاد شد. هدف، تشویق انتشار گوناگونی از کارهای نوشتاری بود. راه بکار گرفته شده، مجبور کردن ناشران به گرفتن اجازه از مولف برای انتشار نوشته های جدید بود. این مولفان را قادر ساخت تا از ناشران درآمد کسب کنند، که نوشتن را تسهیل و تشویق کرد. عموم خواننده منافع این را دریافت کرد، درحالیکه چیز ناچیزی را از دست میداد: کپی رایت فقط انتشار را محدود کرد، نه چیزهایی را که یک خوانندهء عادی میتوانست انجام دهد، پس اعمال کردن آن آسان بود و با مخالفت کمی روبرو شد. آن کپی رایت را بطور مستدل یک سیستم مفید برای عموم ساخت، و بنابراین مشروع.

- جنگ با اشتراک گذاری

امروزه، رایانه ها و شبکه ها راههای برتری برای توزیع و دستکاری اطلاعات را فراهم میکنند، شامل نرم افزار منتشر شده، ضبطهای موسیقی، متن ها، تصاویر، و ویدئو. شبکه ها امکان دسترسی نامحدود به تمام انواع دیتا را فراهم میکنند — یک آرمانشهر اطلاعاتی.

کارهایی که مردم برای انجام شغلهای عملی استفاده میکنند، همچون نرم افزار، دستورالعمل ها، فونت های متن، کارهای آموزشی و کارهای مرجع، باید آزاد باشند تا کاربران بتوانند شغلهایی را که آنها با این کارها انجام میدهند کنترل کنند (بصورت منفرد و جمعی). آن استدلال به انواع دیگر کارها اعمال نمیشود، همچون آنهاییکه شرح میدهند افراد معینی چطور فکر میکنند، و کارهای هنری، پس از نظر اخلاقی برای آنها الزام آور نیست تا آزاد باشند. اما یک حداقل از آزادی هست که عموم باید برای همهء کارهای منتشر شده داشته باشند: آزادی برای به اشتراک گذاری کپی ها بصورت غیرتجاری. به اشتراک گذاری خوب است؛ سهیم شدن، پیوندهای جامعه را ایجاد میکند. وقتی کپی کردن و اشتراک گذاری یک کتاب آنقدر سخت بود که یک نفر بسختی میتوانست چنان لطف بزرگی را درخواست کند، مسئلهء آزادی برای به اشتراک گذاری یک مسئلهء فرضی بود. امروزه اینترنت اشتراک گذاری را آسان میکند، و بنابراین آزادی برای به اشتراک گذاری را اساسی میکند.

یک مانع در راه این آرمانشهر ایستاده است: کپی رایت. خوانندگان و گوش کنندگانی که از توانایی جدید خود برای کپی کردن و به اشتراک گذاشتن اطلاعات منتشر شده استفاده میکنند از نظر فنی نقض کنندگان کپی رایت هستند. قانونی که پیشتر بعنوان یک کنترل سودمند صنعتی بر روی ناشران عمل میکرد اکنون یک محدودیت بر روی عمومی شده است که برای سود رساندن بدانها درنظر گرفته شده بود.

در يك دموكراسي، يك قانون كه يك فعاليت مفيد را ممنوع ميكند بزودي تعديل ميشود. اما نه در جاييكه شركتها از عموم قدرت سياسي بيشتري دارند. لابي شركتهاي سرگرمي مصمم است تا عموم را از استفاده كردن از قدرت رايانه هايشان باز دارد، و كپي رايت را يك ابزار مناسب يافته است. تحت نفوذ آنها، بجاي تعديل قواعد كپي رايت جهت اجازه دادن استفادهء آزاد و مولد از اينترنت، حكومتها آنرا از هميشه شديدتر و عمل به اشتراك گذاري را ممنوع كردند.

ناشران و حكومتهاي دوست آنها ميخواهند تا هر جاييكه ميتوانند براي جنگ با به اشتراك گذاري درگير شوند. در ايالات متحده، بازوي قانوني شركتهاي ضبط (RIAA) بطور منظم نوجوانان را با هزاران دلار مورد جريمه قرار ميدهند و يك به اشتراك گذارنده تقريبا دو ميليون جريمه شد. (28) حكومت فرانسه اخيرا يك قانون تصويب كرد (HADOPI) تا اصول صحيح مراحل دادرسی را منسوخ كند، بوسيلهء مجازات كاربران اينترنت با قطع اتصال به صرف متهم شدن به كپي كردن. فقط به سازمانهاي معين تاييد شدهء حكومت چنان قدرتي داده شد تا اتهام بزنند؛ بنابراين، اين قانون قصد منسوخ كردن آزادي را داشت. قانون بوسيلهء هيئت قانون اساسي ناسازگار با قانون اساسي تشخيص داده شده و رد شد. (29) يك قانون مشابه در نيوزيلند اين سال پس از اعتراضات عمومي لغو شد. پارلمان اروپا اخيرا برضد تحميل بي عدالتي مشابه بر روي كل اتحاديهء اروپا راي داد، اما شكل ضعيف دموكراسي در اتحاديهء اروپا به پارلمان قدرت تصميمگري نهايي را نميدهد. بعضي حتي ميخواهند فراتر بروند: يك عضو پارلمان انگليس زندان هاي 10 ساله را براي به اشتراك گذاري غيرتجاري پيشنهاد كرد.

ايالات متحده، كانادا، اتحاديهء اروپا، و كشورهاي مختلف ديگري در مذاكره براي «معاهدهء تجارت ضد جعل» درگير هستند. مذاكرات سري هستند، اما كانادا با بي ميلي يك ليست از پيشنهادات را كه از اعضاي محرمانه دريافت كرده منتشر كرد، و مجازات بدون محاكمه شبيه HADOPI يكي از آنها بود. (30) پيشنهاد محتملا از لابي كپي رايت آمده است، كه نفوذ بزرگي در حكومت ايالات متحده و بقيه دارد، پس خطر قابل ناديده گيري نيست. مقامات رسمي اروپا ممكن است دنبال اين باشند تا از اين معاهده براي دور زدن پارلمان اروپا استفاده كنند، دنباله رو يك رويه شناخته شده بنام «سياست شويي» (policy laundering).

شركتهايي كه بيشتر از همه از كپي رايت سود ميبرند آنرا بصورت قانوني بنام مولفان (که بيشتر آنها عملا مبلغ كمي بدست مياورند) اعمال ميكنند. آنها ميخواهند ما باور كنيم كه كپي رايت يك حق طبيعي مولفان است، و ما عموم بايد از آن رنج بكشيم بدون اهميت دادن به اينكه آن چقدر دردناك است. آنها به اشتراك گذاري را «دزدي دريايي» ميخوانند، يعني برابر كردن كمك به همسايه تان با حمله كردن به يك كشتي.

خشم عمومي از اين روشها درحال رشد است، اما بوسيلهء تبليغات عقب نگه داشته شده است. اصطلاحاتي همچون «دزدي دريايي» (31)، «محافظت از مولفان»، و «دارايي فكري» (32)، و ادعاي اينكه خواندن، ديدن و يا گوش كردن به هرچيزي بدون پول پرداختن «دزدي» است، بسياري از خوانندگان را قانع كرده است كه حقوق و منافع آنها بحساب نمي آيد. اين تبليغات بطور ضمني فرض ميكند كه ناشران شايستهء قدرت اختصاصي اي كه بنام مولفان از آن استفاده ميكنند هستند، و اينكه ما بطور اخلاقي مجبور به رنج كشيدن از هر روشي كه براي حفظ قدرت آنها ممكن است لازم باشد هستيم.

- مديريت محدوديت هاي ديجيتال

ناشران قصد دارند تا كاري بيشتر از مجازات كردن به اشتراك گذاري انجام دهند. آنها اين واقعيت را دريافته اند كه بوسيلهء انتشار كارها در فرمتهاي رمزشده، كه ميتواند فقط توسط نرم افزاري كه براي كنترل كاربران طراحي شده است ديده شود، ميتوانند قدرت بي سابقه اي را بر روي تمام استفاده از اين كارها بدست بياورند. آنها ميتوانستند مردم را به پول پرداختن، و همچنين به احراز هويت كردن خود، هر زمان كه آنها ميخواهند يك كتاب را بخوانند، به يك آهنگ گوش كنند، يا يك ويدئو را نگاه كنند وادار كنند. آنها ميتوانستند كپي هاي مردم را بر اساس يك نقشهء زمان بندي شده ناپديد كنند. آنها حتي ميتوانستند كپي ها را با خواست خود غيرقابل خواندن كنند، اگر آنها درهاي پشتي همه منظوره مانند آنچه در ويندوز پيدا شد داشته باشند، يا ويژگيهاي مخصوصي براي آن هدف. (33)

طراحي محصولات و رسانه براي محدود كردن كاربر، مديريت محدوديت هاي ديجيتال يا DRM خوانده ميشود. (34) هدف آن يك بي عدالتي است: محروم كردن كاربران از آنچه در غيراينصورت حقوق قانوني آنها در استفاده از كپي هايشان از كارهاي منتشر شده است.

ناشران پشتيباني حكومت ايالات متحده را براي روياي خود از قدرت كامل، با فرمان كپي رايت هزارهء ديجيتال (DMCA) سال 1998 بدست آوردند. اين قانون به ناشران در عمل اين قدرت را داد كه قوانين كپي رايت خودشان را بنويسند، بوسيلهء پياده كردن آنها در كد نرم افزار پخش كنندهء مجاز. حتي خواندن و يا گوش كردن غيرقانوني است وقتيكه نرم افزار براي جلوگيري كردن از آن طراحي شده است.

DMCA يك استثناء دارد: آن استفاده هايي را كه بعنوان «fair use» شناخته ميشوند ممنوع نميكند. اما آن اين استثناء را بوسيلهء سانسور كردن هر نرم افزاري كه مردم ميتوانند براي انجام چيزها استفاده كنند عملا بدون فايدهء عملي كرده است. تحت DMCA، هر برنامه اي كه ميتوانست براي شكستن دستبندهاي ديجيتال استفاده شود ممنوع شده است مگر اينكه آن «استفاده هاي تجاري مهم» قابل قیاس ديگري داشته باشد. (تكذيب دادن اعتبار به هر نوع ديگري از اهميت، همچون اهميت اجتماعي يا اخلاقي، صريحا استيلاي تجارت بر جامعه را تاييد ميكند.) به بيان عملي، حق محدود براي اطاعت نكردن از زندانبان نرم افزاري شما بي معناست چراكه راهها براي انجام آن در دسترس نيستند.

قوانين سانسور نرم افزار مشابهي از آن زمان در اتحاديهء اروپا، استراليا، نيوزيلند، و بقيهء كشورها اعمال شده اند. كانادا براي چندين سال تلاش كرد تا اينرا انجام دهد، اما مخالفت مانع آن شد. لابي ناشران درپي تحميل اين محدوديت ها بر تمام كشورها است؛ براي نمونه، ايالات متحده آنها را در معاهده هاي تجاري خواستار ميشود. WIPO (سازمان «دارايي فكري» جهاني) بوسيلهء ترويج دو معاهده كه تنها منظور آن لازم كردن قوانيني همچون اينهاست كمك ميكند. امضاي اين معاهده ها براي شهروندان يك كشور عمل مفيدي انجام نميدهد، و دليل خوبي براي آنكه چرا يك كشور بايد آنها را امضا كند وجود ندارد. اما وقتي كشورها امضا كردند، سياستمداران ميتوانند «سازگاري با تعهدات معاهده» را بعنوان يك عذر براي سانسور نرم افزار ذكر كنند.

ما هنوز همان آزاديهاي قديمي را در استفاده از كتابهاي كاغذي و بقيهء رسانهء آنالوگ داريم. اما اگر كتابهاي الكترونيك جايگزين كتابهاي چاپي شوند، آن آزادي ها منتقل نخواهند شد. تصور كنيد: ديگر نه مغازه هاي كتاب دست دوم؛ نه قرض دادن يك كتاب به دوستتان؛ نه قرض گرفتن يكي از كتابخانهء عمومي — no more “leaks” that might give someone a chance to read without paying. نه خريدن يك كتاب بصورت ناشناس با پول نقد — شما يك كتاب الكترونيك را فقط ميتوانيد با يك كارت اعتباري بخريد، بنابراين پاییدن رايانه اي را امكان پذير ميكند — و كتابخانه هاي عمومي به خرده فروشي تبديل ميشوند. آن دنيايي است كه ناشران براي ما ميخواهند. اگر شما Amazon Kindle را بخريد (ما به آن Swindle ميگوييم) يا Sony Reader را (ما بخاطر كاري كه آن كتابها را بدان تهديد ميكند آنرا Shreader ميناميم)، شما براي ايجاد آن دنیا پول ميپردازيد.

– پشتيباني از هنرها

ناشران به ما ميگويند كه يك جنگ با اشتراك گذاري تنها راه براي زنده نگه داشتن هنر است. پشتيباني از هنر يك هدف مطلوب است، اما آن نميتواند اين وسيله ها را توجيه كند. خوشبختانه، آن روشها مورد نياز نيستند. اشتراك گذاري عمومي كپي ها تمايل به فراخواندن توجه به كارهاي گمنام يا با بازار كوچك دارد: وقتي Monty Python فايلهاي ويدئويي خودش را روي شبكه براي دانلود گذاشت، فروشش 200 برابر بيشتر شد (35). در همين حين، فناوري ديجيتال راههاي جديدي را براي پشتيباني از هنر فراهم ميكند.

- كمك ها (Donations)

خواننده Jane Siberry (اكنون شناخته شده بعنوان Issa) موسيقي خودش را براي دانلود از طريق سايت خودش ارائه داد و اجازه داد تا مردم هر مبلغي را كه ميخواهند بپردازند. (سايت Sheeba Music درحال حاضر ميگويد كه در حال طراحي مجدد است اما اشاره ميكند كه سياست عمومي ادامه خواهد يافت). ميانگين قيمت پرداخته شده براي هر آهنگ بيشتر از 99 سنتي بود كه شركتهاي بزرگ ضبط ميگيرند. (36)

موفقترين ها هنوز ميتوانند بدون ممانعت كردن مردم از به اشتراك گذاري بخوبي كار كنند. Stephen King صدها هزار دلار از طريق فروش يك كتاب الكترونيكي سريالي رمز نشده بدون مانع براي به اشتراك گذاري كپي ها بدست آورد. Radiohead در سال 2007 با دعوت كردن هواداران به كپي كردن يك آلبوم و پرداختن هر مبلغي كه خودشان ميخواهند ميليونها دلار بدست آورد، درحاليكه آن همچنين روي اينترنت به اشتراك گذاشته شده بود. در سال 2008، Nine Inch Nails يك آلبوم همراه با اجازه براي به اشتراك گذاشتن كپي ها منتشر كرد و در چند روز 750 هزار دلار بدست آورد. (37)

حتي بازداشته شده با روشهاي امروزي حواله كردن پول براي هنرمندان، كمك هاي داوطلبانه از جانب هواداران ميتواند آنها را پشتيباني كند. Kevin Kelly، اديتور سابق Wired Magazine برآورد ميكند كه يك هنرمند نياز دارد فقط حدود هزار هوادار راستين داشته باشد تا بتواند از طريق پشتيباني آنها گذران زندگي كند. (38)

اما وقتي شبكه هاي رايانه اي یک راه ناشناس آسان برای فرستادن مقدار کمی پول به کسی را فراهم کنند، بدون نیازمند بودن به یک کارت اعتباری، پشتیبانی داوطلبانه برای هنرمندان خیلی بیشتر موثر خواهد شد. هر نرم افزار پخش کننده میتواند یک دکمه داشته باشد که شما بتوانید فشار دهید و رویش نوشته است «برای ارسال یک دلار برای هنرمند اینجا کلیک کنید». (مقدار بهینه میتواند بین کشورها تفاوت کند؛ در هندوستان یک روپیه احتمالا انتخاب بهتری است.) آیا شما حداقل یک بار در هفته آنرا فشار نخواهید داد؟

چرا امروز شما برای ارسال یک دلار برای یک هنرمند یکبار در هفته یا حتی در روز بی میل هستید؟ آیا بخاطر آن نیست که که ارسال آن راحت نیست، نه بخاطر اینکه یک دلار از شما کم میشود؟ غیرراحت بودن را بردارید، و پشتیبانی داوطلبانه برای هنرمندان افزایش پیدا خواهد کرد.

- پشتیبانی بر اساس مالیات

راه دیگر برای پشتیبانی هنر بوسیلهء بودجهء مالیاتی است: احتمالا با یک مالیات ویژه روی رسانهء خام یا اتصال اینترنت، یا با درآمد عمومی. (39) اگر این بخواهد موفق شود، حکومت باید مالیات را مستقیما و تماما به آنها توزیع کند، و مطمئن شود که آن نمیتواند تحت هیچ عذری بوسیلهء ناشران همچون شرکتهای ضبط از آنها گرفته شود. بنابراین، برای طراحی این سیستم مالیات برای دستیابی به هدف «پشتیبانی هنرها»، ما باید نخست هدف منحرف شدهء «پاداش دادن به نگهدارندگان حقوق» را رد کنیم. (م: حقوق انحصار فکری اغلب توسط هنرمندان در قراردادها به ناشران واگذار میشوند.)

حکومت نباید این پول مالیات را بصورت خطی نسبت به محبوبیت توزیع کند، زیرا آن بیشتر آنرا به فوق ستاره ها میدهد و مبلغ اندکی برای پشتیبانی تمام هنرمندان دیگر باقی میگذارد. من بنابراین استفاده از یک تابع که مشتق آن مثبت است اما به سمت صفر تمایل دارد، همچون ریشهء سوم، را توصیه میکنم. با ریشهء سوم، اگر یک فوق ستاره A هزار برابر محبوبیت هنرمند موفق B را داشته باشد، A ده برابر بیشتر از B پول میگیرد. (یک سیستم خطی به A هزار برابر B میدهد.) به این شکل، گرچه هر فوق ستاره هنوز یک سهم بیشتر از دیگر هنرمندان دریافت میکند، اما فوق ستاره ها رویهم فقط یک بخش کوچک از بودجه را میگیرند، تا سیستم بتواند با کفایت یک تعداد زیاد از هنرمندان بخوبی محبوب را پشتیبانی کند. این سیستم بوجه اش را بصورت بهینه برای پشتیبانی از هنر استفاده میکند.

من این سیستم را برای هنر پیشنهاد میکنم چون آن جاییست که بحث ها وجود دارد. دلیل بنیادینی وجود ندارد که چرا یک سیستم بر اساس مالیات نباید همچنین برای پشتیبانی از کارهای عملیاتی که بایستی آزاد باشند، همچون نرم افزار و دانشنامه ها، استفاده شود، اما یک سختی عملی برای انجام آن وجود دارد: برای آن کارها معمول است که هزاران مولف کمکی داشته باشند، و دریافتن راه صحیح برای تقسیم بودجه میان آنها حتی با همکاری و سخاوتمندی تمام افراد درگیر، ممکن است دشوار باشد. خوشبختانه ظاهرا نیازی نیست این مسئله را حل کرد، چون مردم پیش از این تلاش بسیار زیادی در توسعهء کارهای عملیاتی آزاد کرده اند.

Francis Muguet ا (40) و من یک پیشنهاد جدید نامیده شده به Mécénat Global (یا پشتیبانی جهانی) را که ایدهء پشتیبانی مالیاتی و پرداخت های داوطلبانه را با هم ترکیب میکند توسعه داده ایم. (41) هر مشترک اینترنت یک مبلغ ماهیانه برای پشتیبانی هنرهای معینی که روی اینترنت به اشتراک گذاشته میشوند خواهد پرداخت. هر کاربر میتوانست بطور اختیاری تا یک حداکثر معین از مبلغ خود را بین انتخاب خود از کارها (م: منظور کارهای هنری است) تقسیم کند؛ بودجه برای هر کار میان مشارکت کنندگان خلاق در آن کار تقسیم خواهد شد (اما نه بین ناشران). مجموع های چنین اختصاص یافته به هنرمندان مختلف همچنین یک سنجش از محبوبیت هر هنرمند را فراهم میکنند. سیستم سپس بقیهء پول را بر اساس آن محبوبیت تقسیم خواهد کرد، با استفاده از یک ریشهء سوم یا تابع مناسب دیگری.

– خوب کردن دیجیتالی کردن

مقاله تا اینجا عواملی را که میتوانند دیجیتالی کردن را خوب یا بد کنند شرح داده است. این عوامل بخشی از جامعهء بشری و تحت تاثیر ما هستند. ماورای فقط پرسیدن اینکه آیا و چه وقت دیجیتالی کردن یک چیز خوب است، ما میتوانیم به اینکه چطور از خوب بودن آن مطمئن شویم توجه کنیم.

- دفاع از آزادی بصورت قانونی

پیروزی کامل بر تهدیدها برای آزادی دیجیتال فقط میتواند از طریق تغییراتی در قانون بدست آید. جمع آوری و نگهداری سیستماتیک اطلاعات دربارهء هرشخص با استفاده از رایانه ها و/یا شبکه ها باید نیاز به یک حکم دادگاه ویژه داشته باشد؛ مسافرت و ارتباطات در هر کشور باید بصورت معمول ناشناس باشد. کشورها باید سانسور را نپذیرند و محافظت های قانون اساسی در مقابل آن تنظیم کنند. کشورها باید استقلال پردازشی خود را بوسیلهء فقط استفاده از نرم افزار آزاد محافظت کنند، و مدارس باید فقط نرم افزار آزاد آموزش دهند تا ماموریت خود را برای تعلیم دادن شهروندان خوب یک جامعهء قوی، آزاد و مشارکت کننده به انجام برسانند.

برای احترام گذاشتن به آزادی کاربران رایانه برای اداره کردن رایانه هایشان، کشورها نباید اجازه دهند پتنت (patent) ها به نرم افزار یا (بصورت عام تر) استفاده از رایانه ها به شکلهای خاص قابل اعمال باشند. کشورها باید استفاده خودشان از فرمتهای آزادانه قابل پیاده سازی و بصورت عمومی مستند شده را برای تمام ارتباطات با عموم اجباری کنند، و باید بخش خصوصی را نیز برای استفاده از فقط این فرمتها هدایت کنند. برای پذیرفتنی کردن کپی رایت در عصر شبکه، کپی و اشترک گذاری غیرتجاری کارهای منتشر شده باید قانونی باشد. استفادهء تجاری از DRM باید ممنوع شود، و نرم افزارهای آزاد توسعه یافته بصورت مستقل برای دسترسی به فرمت های DRM باید قانونی باشند.

برای تحقق این تغییرات در قانون، ما نیاز داریم تا سازماندهی شویم. بنیاد مدافعان دیجیتال (Electronic Frontier Foundation – Electronic Frontier Foundation | Defending Freedom in the Digital World ) درمقابل سانسور و پاییدن مبارزه میکند. به پتنت های نرم افزاری پایان دهیم ( End Software Patents: End Software Patents ) و لیگ برای آزادی برنامه نویسی ( League for Programming Freedom (LPF) ) درمقابل پتنت های نرم افزاری مبارزه میکند. بنیاد نرم افزار آزاد درمقابل DRM از طریق سایت DefectiveByDesign.org | The Campaign to Eliminate DRM مبارزه میکند.

- دفاع از آزادی بصورت شخصی

درحالیکه ما در این نبردهای قانونگذاری میجنگیم، ما باید همچنین بصورت شخصی محصولات و خدماتی را که برای گرفتن آزادی ما طراحی شده اند رد کنیم. برای مقاومت دربرابر پاییدن (surveillance)، ما باید از احراز هویت کردن خودمان به وبسایت ها اجتناب کنیم مگر آنکه آن اساسا مورد نیاز باشد، و ما باید چیزها را بصورت ناشناس بخریم — با پول نقد، نه بوسیلهء کارتهای بانکی. برای حفظ کنترل بر پردازشمان، ما نباید از نرم افزار انحصاری یا نرم افزار بعنوان یک سرویس استفاده کنیم.

بالاتر از همه، ما نباید هرگز محصولاتی را که دستبندهای DRM را پیاده سازی میکنند خریداری یا استفاده کنیم مگر آنکه شخصا وسایلی برای شکستن آنها داشته باشیم. محصولات همراه DRM یک تله هستند؛ طعمه را نگیرید!

- دفاع از آزادی دیگران

ما میتوانیم برای دفاع از آزادی دیگران در دنیای دیجیتال دست به عمل مستقیم بزنیم. برای نمونه، ما میتوانیم پسوردها را از شبکه های بیسیم خودمان برداریم — آن ایمن است، و قدرت پاییدن حکومت را تضعیف میکند. (راه حفاظت از ارتباطات اینترنت خودمان، تاجایی که ممکن است، رمزگذاری دوطرفه است.) اگر دیگران آنقدری از پهنای باند استفاده میکنند تا موجب ناراحتی شود، ما نیاز داریم تا از خودمان محافظت کنیم، اما میتوانیم متدهای ملایم تری را بیازماییم (همچون صحبت کردن با همسایه ها، یا گهگاه تعیین پسورد برای یک یا دو روز)، و گزینهء استفاده از یک پسورد دائمی را بعنوان یک راه آخر نگه داریم.

وقتی ما منتشر میکنیم، ما باید آزادیهایی را که کاربران کار ما شایسته اش هستند بوسیلهء اعمال صریح یک مجوز مناسب برای آن نوع کار به آنها اعطا کنیم. برای کارهایی که افکار یا ملاحظات شما را بیان میکنند، و کارهای هنری، مجوز باید حداقل توزیع مجدد غیرتجاری کپی های عینی را اجازه بدهد؛ هر مجوز Creative Commons مناسب است. (من روی یک چنان مجوزی برای این مقاله پافشاری کردم) کارهایی که کارهای عملی انجام میدهند، همچون نرم افزار، کارهای مرجع و کارهای آموزشی، باید یک مجوز آزاد را که آزادیهای چهارگانه را به کاربران میدهد شامل باشند.

- دیجیتالی کردن

در تلاشهای ما برای کمک به دیگران به روشهای عملی، ما باید در یک سطح عمیقتر مراقب باشیم تا به آنها صدمه نزنیم. تا آنگاه که آزادی بطور کلی در استفاده از اینترنت مورد اطمینان واقع شود، پروژه ها برای دیجیتالی کردن باید بخصوص مواظب باشند که پردازشی که ترویج میکنند احترام گذارنده به آزادی باشد. این به معنای استفاده از نرم افزار آزاد است — مطمئنا نه ویندوز یا MacOS. این به معنای استفاده از فرمتهای آزاد، مستند شده، بدون DRM است. آن همچنین به معنای در معرض مراقبت یا سانسور قرار ندادن بهره برندگان مفروض از طریق رویه های پردازشی ای که بدانها معرفی میکنیم است.

– پانوشت ها:

1) China photographs all internet cafe customers | The Australian
2) Schneier on Security: Remotely Eavesdropping on Cell Phone Microphones
3) Cell Phone Hijackers Terrorize Family | Firstcoastnews.com | Local News
4) FBI / JTTF Spying | American Civil Liberties Union
5) Eight Members of RNC Activist Group Lodged with Terrorism Charges
6) Iranian Govt Tried to ‘Cut the Head Off’ Opposition – ABC News
7) See the documentary, Condor: the First War on Terror, by Rodrigo Vásquez (2003).
8) BBC NEWS | Programmes | Who’s Watching You? | Camera grid to log number plates
9) Watchdog threatens online rights group with $11k fine – ACMA, blacklist, efa, internet content filtering – Computerworld
10) Banned hyperlinks could cost you $11,000 a day – Technology – smh.com.au
11) The Dawning of Internet Censorship in Germany : netzpolitik.org
12) Govt gearing up to gag news websites – India – The Times of India
13) I support medical research using animals, as well as abortion rights. Our defense of political freedom should not be limited to causes we agree with.
14) Fears of Internet predators unfounded, study finds | McClatchy
15) 20 years after Tiananmen, China containing dissent online – Network World
16) The Free Software Definition – GNU Project – Free Software Foundation (FSF)
17) Why Software Should Not Have Owners – GNU Project – Free Software Foundation (FSF) و Why Software Should Be Free – GNU Project – Free Software Foundation (FSF) برای بقیهء استدلال ها
18) Welcome! – Free Software Directory – Free Software Foundation
19) http://www.gnu.org/philosophy/en.wik…Linux_adoption
20) GNU/Linux FAQ – GNU Project – Free Software Foundation (FSF)
21) Motives For Writing Free Software
22) Windows Update keeps tabs on all system software • The Register
23) BadVista — BadVista
24) Microsoft Updates Windows Without User Permission, Apologizes — Windows — InformationWeek
25) Security Fix – Microsoft Update Quietly Installs Firefox Extension
26) The standard in machine-readable form is only available to be “leased”; http://www.smpte.org/standards/Licen…ent_CD-ROM.pdf
27) http://www.mpegla.com/news/n_06-08-17_pr.pdf
28) Thomas verdict: willful infringement, $1.92 million penalty
29) Hadopi is dead: “three strikes” buried by highest court. | La Quadrature du Net
30) Canadian wish list for secret ACTA treaty long, varied
31) Confusing Words and Phrases That Are Worth Avoiding – GNU Project – Free Software Foundation (FSF)
32) Did You Say “Intellectual Property”? It’s a Seductive Mirage – GNU Project – Free Software Foundation (FSF)
33) Trusted Computing FAQ TC / TCG / LaGrande / NGSCB / Longhorn / Palladium
34) Those publishers, in an act of doublespeak, call it “Digital Rights Management”.
35) Monty Python’s free web video increased DVD sales by 23,000 percent – Boing Boing
36) Jane Siberry’s “you decide what feels right” pricing – (37signals)
37) Nine Inch Nails made at least $750k from CC release in two days – Boing Boing
38) The Technium: 1,000 True Fans
39) The Right Way to Tax DAT – GNU Project – Free Software Foundation (FSF)
40) Head of the Knowledge Networks and Information Society lab at the University of Geneva.
41) http://mecenat-global.org/

این مقاله نخست در کنفرانس 2009 Kaleidoscope ا ITU در Mar del Plata آرژانتین منتشر شده بود.

کپی رایت 2009 ریچارد استالمن

این مقاله تحت مجوز Creative Commons Attribution-No Derivative Works 3.0 United States License قرار دارد. برای دیدن یک کپی از این مجوز به Creative Commons — Attribution-No Derivative Works 3.0 United States مراجعه کنید یا یک نامه به Creative Commons به آدرس 171 Second Street, Suite 300, San Francisco, California, 94105, USA بفرستید.

=======================================

منبع: Is Digital Inclusion A Good Thing? How Can We Make Sure It Is?

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>