ان الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة

راستش من اصلا آدم مذهبی نیستم و سالهاست به رعایت مناسک مذهبی مقید نیستم. بخصوص یه چیزایی که اسمشون رو ظواهر و مناسک میذارم. چون اصلا برام قابل درک نیست و رک بگم از انجام دادنشون هم در زندگیم چیز خاصی ندیدم! اصلا بارها در این زمینه بحث کردم، و کسی نتونست منو قانع کنه. یکی میگفت که مثلا حجاب هم جزو ظواهره و اگر اینطور باشه شما به حجاب هم اعتقادی نداری، ولی من با دلیل بهش ثابت کردم که حجاب جزو ظواهر صرف نیست و علت و کاربرد عملیاتی واقعی داره!

ولی تازگی روایت و گفتار و زندگی نامه یکسری افراد بزرگ رو داشتم میخوندم. همین افرادی مثلا مثل شیخ رجب علی خیاط و این حرفا. و یکسری حرفاشون خیلی برام تداعی شد و روم تاثیر گذاشت. بخصوص مثلا تاکید زیادی که اینطور افراد روی امامان و بخصوص امثال امام حسین (ع) داشتن و مثلا اینکه شرکت در عزاداری امام حسین یا خدمات دهی در این مراسم چقدر برکت داره و چقدر باعث نجات انسانها و عفو اونها میشه.

راستش من تقریبا هیچوقت به امام حسین بی تفاوت نبودم، ولی چون آدم تنهایی هستم و از دنیا و زندگی و آدماش و حتی دین و مذهب دل خوشی ندارم، روحیه و انگیزه ای واسه تقریبا هیچ کاری، بخصوص ظواهر و مناسک نداشتم و ندارم. حقیقت مثلا پارسال محرم حتی عاشورا و تاسوعا از خونه بیرون نرفتم! بنظرم فقط رفتم کوچه پشتی و یک وعده غذای نذری گرفتم اومدم. ولی همون موقع حس بدی داشتم و انگار باید میرفتم و اینکه نمیرفتم کار بدی بود. خلاصه یجورایی سنگین و ناراحت کننده بود. البته خدا میدونه یک دلیل که من بیرون نمیرم اینکه تنها هستم و دیگر اینکه خیلی جاها این مواقع و مراسم متاسفانه خودش پر از چشم چرانی و فساد شده و نه همه اما یکسری دخترها و پسرها میان بیرون که به فکر امام حسین و عزاداری نیستن بلکه این فرصت و بهانه ای برای کارها و اهداف عادی و شخصی اونهاست، و منم که اهل این چیزا نیستم اینطور چیزها و جوها بهم نمیسازه چون از یه طرف منو هم تحریک و وسوسه میکنه و از طرف دیگه ذاتا و در سیستم زندگیم اینطور آدمی و اهل عملش نیستم در نتیجه بدجوری بهم فشار میاره داغونم میکنه.

اما تصمیم گرفتم این آشورا و تاسوعا حداقل برم بیرون، و شده توی تکیه ای چیزی یه گوشه بشینم و فقط حضور پیدا کنم که این وظیفه رو سعی کرده باشم که انجام بدم. بیشتر از این هم فکر نمیکنم ازم ساخته باشه. امیدوارم خدا و امام حسین از ما بپذیرن.

5 دیدگاه در “ان الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة

  1. “بسم الله الرحمن الرحيم
    … ﻭﻣﻦ ﺍﻟﻨﺎﺱ ﻣﻦ ﻳﻘﻮﻝ ﺁﻣﻨﺎ ﺑﺎﻟﻠﻪ ﻓﺈﺫﺍ ﺃﻭﺫﻱ ﻓﻲ ﺍﻟﻠﻪ ﺟﻌﻞ ﻓﺘﻨﺔ ﺍﻟﻨﺎﺱ ﻛﻌﺬﺍﺏ ﺍﻟﻠﻪ ﻭﻟﺌﻦ ﺟﺎﺀ ﻧﺼﺮ ﻣﻦ ﺭﺑﻚ ﻟﻴﻘﻮﻟﻦ ﺇﻧﺎ ﻛﻨﺎ ﻣﻌﻜﻢ ﺃﻭﻟﻴﺲ ﺍﻟﻠﻪ ﺑﺄﻋﻠﻢ ﺑﻤﺎ ﻓﻲ ﺻﺪﻭﺭ ﺍﻟﻌﺎﻟﻤﻴﻦ ‏ 10 ‏ ﻭﻟﻴﻌﻠﻤﻦ ﺍﻟﻠﻪ ﺍﻟﺬﻳﻦ ﺁﻣﻨﻮﺍ ﻭﻟﻴﻌﻠﻤﻦ ﺍﻟﻤﻨﺎﻓﻘﻴﻦ ‏ 11 ..”
    “به شناسه خداوند پرمهر بسیار مهربان
    ..نیز از افتُ خیزنده ها، کسی میگوید دلارام شدیم به خداوند، واراینکه آزاردید در خداوند، گذاشت آشوبیِ افتُ خیزنده ها را جورِناگواری خداوندُ، تایاگر آمد یاری از پرورندت، تامیگویند اگریم بودیم باهاتان، آیاُنیست خداوند؟به داناتری به چه در بالافرستنده های دانسته شده ها‏؟ُ ۱٠ تادانسته میکند خداوند همانها دلارام شدندُ، تادانسته میکند کنده شونده ها ۱۱..”
    بینید این روشهای سوگواری که برای گذشته هایی راه اندازی میکنند، هیچ دستوری از خداوند نیامده، بنده هر سرنگون گاهی رفتم، بجای بر دل زدن،یا صدا زدن دگران، پیوست نماز برپا میکنم ،سخن خداوند پیجویی میکنم، خوراکی هم اگر خوردم، میگویم از خداوند هست که بایستی به چند گرسنه بدهند،یا چند سیر ،که یاد خداوند یگانه افتند که بارش باران ،نیز خوراکی، تابستان بهار، گِل گذاشته برای بهره بردن مردم از خوشی هاش،، بدیدم اینها را بیشتر بایستی ماه روزه ،یا خودداری از غذا،رمضان، بدهند تا افت توان پیدا نشود آنزمان از کم خوری!
    واسه خداوند یکتا،همباز یا شریک گذاشتن، یا همتا گذاشتن، درست نیست، که تنها ،برای خوشنودی خداوند بایستی از دارایی خود، به دگران دهند،،
    “اَللهم”"خداوندا” مرا از آنها مکن که تو را با کج شدن بنده اند ،نیز جور درختی پاک که آلوده نشده برپا دار ، با برپایی پیوست نماز برای یادت گفتن تویی که ابرها گذاشتیُ پاییز برای پاسخِ درخواست نیازمندهات

    • البته بنده هم به زیاد خرج الکی کردن و زرق و برق ها اعتقادی ندارم ولی در اینکه عزاداری برگزار بشه و باید آدما این رو نشون بدن و خیلی ثواب داره و مایه آمرزش گناهان است مشکلی نمیبینم چه ربطی به شرک و این حرفا داره آخه!
      حالا یه عده هم خرجی میکنن و زرق و برق الکی و تجملات شاید بقول شما اشتباه میکنن نادان هستن ولی خدا که نیت اونا رو میدونه و اگر بخاطر نیت خیر و امام حسین و خدا میکنن پس حتما خدا بهشون اجرش رو میده.
      خدا یه چیز کلیشه ای و روبات نیست که! خدا همه چیز رو میدونه و خیلی هم حکیم و مهربانه. اون خدایی که شما تعریف میکنید اتفاقا چندان منطقی بنظر نمیاد چون دنبال بهانه میگرده این موجودات ضعیف بیچاره رو متهم و سرنگون کنه! این دیگه چجور خدایی هست؟
      بقول یکی از این بزرگان جایی میخوندم همین حرف رو زده بود گفته بود خدا دنبال بهانه میگرده آدما رو نجات بده و آمرزش کنه نه اینکه این موجودات مفلوک رو بخواد بندازه توی جهنم و عذاب کنه، و بزرگانی مثل امام حسین وسیلهء رسیدن این رحمت و بخشش به مردم هستن. امام حسین انسان کاملی بود که خودشو در راه خدا و دین فدا کرد و میشه گفت درواقع بخاطر همین مردم و انسانهای نادان و ضعیف و بیچاره، که بتونن نجات پیدا کنن، وگرنه من نوعی که یک صدم چنین قدرت و جربزه ای رو ندارم عمرا نمیتونم در شرایطی چنان سخت پایدار بمونم و درست عمل کنم؛ این بزرگان خلقت های خاص خدا هستن و از ازل نقشه این بوده و وسیلهء نجات و هدایت بقیهء انسانها بودن چون بدون این کمک ها میشه گفت تقریبا هیچکس به تنهایی نمیتونه از پس این همه سختی و وظایف بزرگ و وسوسه های گوناگون بربیاد.
      همیشه مستقیم هم با خدا صحبت میکنم، ولی در اینکه در کنارش به بزرگان متوسل بشی هم عیبی نمی بینم. مثل اینکه فرض شما آدم خیلی بزرگی هستی، من اگر بیام به بستگان شما به دوستان نزدیک شما که خیلی دوستشون داری ابراز محبت بکنم یا واسطه قرار بدم یا از اونا چیزی خواسته باشم بعد اونا بیان به تو بگن از تو بخوان یا تو خودت بهرصورت متوجه بشی، تو چه فکری میکنی، آیا بدت میاد؟ آیا جرم میدونی؟ آیا اهانت به خودت تلقی میکنی؟ میگی چرا مستقیم فقط پیش خودم نیامدن؟ اصلا فرض کن اونا نادان بودن نمیدونستن میتونن مستقیم بیان پیش خودت، شاید ترسیدن خشن باشی شاید فکر کردن خودشون بیش از حد در نظرت کوچک و کم ارزش هستن یا مجرم و گناهکار هستن، …
      شما قبول داری امام حسین آدم خیلی بزرگی بوده پیش خدا و کار خیلی بزرگی کرده؟ قبول داری خدا خیلی دوستش داره از اولیاء خاص خداست؟ قبول داری من آدمی که حتی نماز هم نمیخونم یک صدم امام حسین هم نیستم پیش خدا؟ قبول داری حتی نمازخون هم باشم بازم نمیتونم به امثال امام حسین به این سادگی ها حتی نزدیک باشم؟
      من باشم اگر کسی به دوستان و بستگان عزیز من محبت داشته باشه یا ازشون صادقانه چیزی بخواد، منم سعی میکنم نسبت به اون شخص لطف بیشتری داشته باشم و اگر کاری از دستم بربیاد براش بکنم، ولو خودم به خودی خود ممکنه از اون شخص خیلی هم خوشم نیاد به هر دلیلی! و شاید همون دوستی دوستان و عزیزان من باعث میشه که منم نظرم نسبت به اون شخص مساعدتر بشه.
      خلاصه این دنیا خیلی پیچیدس حقیقت خیلی گسترده و اسرارآمیزه. شما از نظراتی که داره زیاد مطمئن نباش! بنظر من حتی از قرآن هم نمیشه به این سادگی و بعنوان تنها منبع معتبر اینطور چیزها رو برداشت کرد، چون اونوقت در واقعیت خیلی تناقض ها و مشکلات و سوالات بی جواب پیش میاد که با عقل و تجربه و وجدان بشری سازگاری نداره.
      اول و آخرش بنظر من خدا رو نمیشه فقط با چندتا منبع کلیشه ای شناخت و روش مطمئن بود. هیچکس نمیتونه از اعتقاد خودش کاملا مطمئن باشه. همیشه جای اشکال و تردید هست، مگر اینکه جور دیگری غیر از صرفا یکسری منابع کلیشه ای به حقیقت نزدیک تر بشی، که وجدان و تجربیات خود انسان بنظر بنده یکی از این منابع کمکی است.

  2. بعدم مسئله اینه اصلا این صرف یه عزاداری معمولی نیست، بلکه جنبه فرهنگی و آموزشی هم داره.
    احتمالا شما قبول نداری، ولی همون اشکی که کسی با شرکت توی این مجالس و شنیدن روضه ها و اینها میریزه، باعث آمرزیدن خیلی از گناهانش میشه. شاید خیلی از بلایا رو ازش دفع میکنه. خلاصه خیلی خاصیت داره. حرف منم نیست اینا، بلکه آدمایی بر این مسائل تاکید کردن تایید کردن که دیندارهای کاملی بودن و به زهد و تقوا و تقدس شهره بودن حتی کرامات زیادی ازشون نقل شده.
    خب اون اشک همون بهانهء خداست، و شاید همون عامل بیداری قلب کسی باشه.
    حالا من کاری ندارم اصلا بگو سینه نزنیم زنجیر نزنیم طبل نزنیم دسته راه نندازیم، اینا فرعیات هست بنظرم و ضرورت نداره احتمالا، شاید حتی بقول شما نادرست باشه، ولی در اینکه یه عزاداری برگزار بشه و مردم حضور پیدا کنن روضه ای خونده بشه اشکی بریزن دیگه امیدوارم ایراد جدی نداشته باشی!
    اون کجا شما خودت تنها توی خونه مثلا به این مسئله فکر کنی و اون کجا که توی چنین مراسمی شرکت کنی. البته واقعا حساب بخوای بکنی آدمش اگر باشه خیلی چیزا براش ضرورت نداره، مثلا افراد مقدس داشتیم داریم که طرف مستقیم با اولیاء خدا ارتباط داشته یا حج میرفته طی الارض میکرده، … میگن اینا همه هست و ممکنه از نظر بنده، ولی خب واسه خیلی آدما شرکت کردن در مراسم و یه جو و محیط مساعد و کمک یجورایی لازمه تا بتونن توجهی پیدا کنن و درونشون چیزی بیدار بشه. بعدم بهرحال این حرکت یجورایی جنبهء اجتماعی و سیاسی اینها هم داره طبیعتا وقتی عدهء زیادی درش شرکت میکنن دارن یک مکتب و ایدئولوژی و مرامی رو نشون میدن و تبلیغ میکنن و ضمنا خار توی چشم دشمنان و ظالمان هم هست.

  3. اصلا مسجد واسه چی درست میشه واسه چی خودت یبار با من درمورد فواید نماز جمعه و جماعت و این حرفا بحث میکردی؟ خب هرکس بره توی خونه خودش تنهایی نماز بخونه دیگه!
    البته خودت میدونی اتفاقا من زیاد به این چیزا اعتقاد چندانی ندارم و کلا با ظواهر و مناسک مشکل دارم، ولی گفتم که حداقل درمورد عزاداری امام حسین نظرم یه مقدار فرق میکنه و حرفهای بزرگانی هم که خوندم روم تاثیر گذاشته. حالا چرا تاثیر گذاشته، خب دلایل منطقی و توجیه هایی هم داره که مقداری اشاره کردم. این یه مورد بنظر من مورد برجسته ای هست و میشه گفت ماهیاتا متفاوته.
    البته به صرف شرکت کردن توی یه مراسم خاصی هم نیست، مهم در درجهء اول اینه که یه توجه و حال کسب کنی از یادآوری این مسائل. و شرکت در عزاداری بصورت عمومی هم خب علاوه بر جو مساعدی که برای توجه و حال خیلی ها داره شاید یک نمایش طرفداری از حق و مظلوم و مخالفت با ظالمان و پلیدان باشه که از نظرهای مختلف فوایدی داشته باشه.

  4. البته همه بزرگان ظلم دیدن رنج ها کشیدن. مثلا حضرت محمد مگه کم رنج کشید؟ مگه به حضرت علی کم ظلم شد؟ ولی با وجود اینها مورد امام حسین یک مورد خاص هست از چندین جهت، یکی اینکه بصورت واضح و ظاهر خیلی فجیع بوده که تقریبا هرکسی در هر سطحی قادر به لمس و درکش است، دیگر اینکه مشخص بودن حق و باطل درش به بالاترین درجه خودش رسید و تمام نشانه ها و شواهد اینکه کی حقه و کی ناحق و چه کسی انسانیت داره و چه کسی بیرحم و جنایتکار درش وجود داشته. بخاطر همین هست که برای امام حسین اینقدر عزاداری و تشکیلات خاص وجود داره ولی برای بقیه به این شکل و شدت نیست، وگرنه به حضرت علی و حضرت فاطمه هم کم ظلم نشد، ولی امام حسین پرچمدار و نماد رویارویی دیو و فرشته های زمینی شده بخاطر این ویژگیهای نادری که واقعه عاشورا داشته.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>