لذت دانستن!

بچه و نوجوان که بودم اینترنت نبود، کامپیوتر هم به این گستردگی وجود نداشت، در دسترس نبود. اون موقع منابع من برای یادگیری و دانستن فقط به یه مشت کتاب و مجله محدود میشد. مثلا کتابهایی علمی و فنی که توی کتابخانه داشتیم و مال پدرم بود. بعد تعداد زیادی مجلهء دانشمند رو هم داشتیم، تقریبا از اولین نسخه ها تا آخرین نسخه های این مجله رو داشتیم چون پدرم مشتریش بود و همش میخرید.

اون مجله ها برای من چقدر جذاب بودن. جواب چندتا از سوالات خودم رو هم داخل اونا پیدا کردم، البته با زحمت و خیلی وقتا تصادفی. بهرحال تجربهء جالبی بود برام دانستن جواب سوالهایی که هیچ منبع و کس دیگری نبود درست و حسابی بهشون جواب بده. حتی یکی دو بار جواب چیزهایی و ابهاماتی رو فهمیدم و تناقضاتی رو حل کردم که پدرم هم نمیدونست و با فهمیدن اونا جا خورد و شوکه شد! پدرم آدم باهوشی بود، حتی چندتا اختراع هم به ثبت رسوند، آدم فنی توانمندی بود، ولی تحصیلات آکادمیک و علم تئوریک خاصی نداشت و هنرستان فنی درس خونده بود، ولی تا دلت بخواد در کارهای فنی و ساخت و ساز چیزهای صنعتی اینها توانایی داشت خیلی چیزهای جالب و سختی هم خودش به تنهایی ساخته بود. ولی من در یکی دو مورد با اینکه بچه بودم نشونش دادم که چیزهایی رو نمیدونست یا اشتباه میدونست.
بهرحال اون دور و زمونه کجا و الان دنیای ارتباطات کجا! اون زمان آدمها هم بسته و بخیل بودن اصلا، که البته همین الانش هم فکر نمیکنم ملت ما چندان آدمهای باز و بخشنده ای باشن، مثلا کسی چیزی رو بلد باشه اگر به خودش باشه به این سادگی ها به دیگران یاد نمیده! چرا ما ملت اینطوری هستیم؟ بهرحال ما این چیزا رو بیشتر از همون خارجی ها یاد گرفتیم و از طریق دنیای غرب و جو علوم مدرن وارد کشور ما هم شد. گرچه شاید این چیزا بنوعی در دین خودمون هم باشه، ولی خب جو و فرهنگ و شرایط ما شاید طوری نبوده که این آزادی و بخشندگی برامون چیز طبیعی و کم هزینه ای محسوب بشه.
بهرحال بحثم اینه که امروزه روز چقدر شرایط برای جویندگان دانش ایدئاله. چیزهایی که من الان میتونم در یک روز براحتی با چندتا کلیک و تایپ پشت کامپیوتر پیدا کنم، بخونم و بفهمم و لذت ببرم، اون زمانها کارهای بزرگی بود که شاید بعضیاش حتی نمیتونستم بهشون دست پیدا کنم. اما سالهاست که تقریبا هر روز چیزهای جالب و جذابی میخونم چیزهای جدیدی یاد میگیرم جواب سوالها و ابهامات خودم رو به سرعت و سادگی پیدا میکنم، و چقدر لذت میبرم از این بابت. واقعا الان عصر طلایی برای دانشمندان و علم خوره هاست! و چقدر میشه قوی شد چقدر توانایی ها رو اینطور بدست آورد. اما آدمشو میخواد، کسانیکه استعداد و ظرفیت و وقت و انرژی و انگیزهء یادگیری این همه چیزها رو که روی هم حجم و پیچیدگی کمی ندارن رو داشته باشن.
البته اینترنت و کامپیوتر حتی همین الان به تنهایی واسه ماها کافی نیست، بلکه باید زبان انگلیسی هم یاد گرفت و از منابع انگلیسی بتونیم استفاده کنیم، چون منابع زبان فارسی به نسبت زبان انگلیسی خیلی محدودتره. مثلا من 99% موارد مقالات ویکیپدیای انگلیسی رو میخونم، و همینطور منابع و سایت های دیگر اینترنت، منابع زبان فارسی خیلی محدوده و خیلی وقتا کیفیت و اطمینان و اعتبار کمتری هم داره. خب از وقتی دستم به کامپیوتر خورد فهمیدم که یادگیری زبان انگلیسی از اولویت های اول و واجباته، بخاطر همین از همون لحظهء صفر شروع کردم به یادگیری زبان انگلیسی که عمدتا شامل حفظ کردن معنی لغات میشد.
بهرحال الان حداقل از این لحاظ دنیا برام تقریبا یه بهشته! اینکه هرچیزی رو که میخوام بدونم به سرعت و راحتی میتونم گیر بیارم و مطالعه کنم. این عالیه. کاش چیزهای دیگر دنیا و زندگی هم همینطور بود.
واقعا اختراع کامپیوتر و نتایج و ادامهء اون که ایجاد شبکه های کامپیوتری و اینترنت است بی شک یکی از بزرگترین معجزات و انقلاب در شرایط و امکانات آدمی در کل تاریخ بشریت است. این افزایش قدرت و امکانات به حدی زیاد و سریع بود که انسانها خودشون از این افزایش قدرت و امکان ها عقب موندن و محدودیت های خود آدمی بنوعی محدودیت هایی شد که نتونه از این امکانات استفاده بهینه بکنه. ما به آدمهای بزرگی نیاز داریم که بتونن از این امکانات استفاده کنن و این بنظرم میتونه منجر به تحقق نسل و نوع خاصی از ابرانسان ها بشه! منم تصمیم گرفتم از این امکانات حداکثر استفاده مفید رو بکنم. آدم باید فرصت ها رو روی هوا بزنه. عاشق قدرتم. عاشق توانایی. عاشق ارتقای انسان به چیزی برتر از انسان عادی!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>