نظر من درمورد رنج!

در یک بحث اخیری شخصی میگفت که در این جهان همه رنج خواهند کشید و هیچکس را یارای فرار از آن نیست، و حتی پیامبران الهی هم در این جهان رنج کشیده اند.
درست است. من هم قبول دارم!
اما یک اشتباه و مغلطه ای یا حداقل نقص در مطلبی که اغلب در پس این حرف ها هست وجود دارد این است که مقدار و نوع یا منشاء رنج هم مهم است. درواقع بسیاری از رنج های ما در این جهان ناشی از ضعف و نادانی و اشتباهات خود ماست، و بسیاری از رنج ها قابل اجتناب یا حداقل کاهش به میزان چشمگیری هستند. بسیاری از رنج ها خودساخته و غیرضروری اند.

من منکر این نیستم که ماهیت وجود انسان در این جهان با رنج آمیخته است و تکامل روحانی انسان از میان رنج ها عبور میکند، اما آن رنج هایی که حتما خواهیم کشید و گریزی از آنها نیست، که فرضا مثل رنجی میمانند که باید برای درس خواندن، برای قوی شدن، برای پیشرفت کردن، برای یادگیری و غیره محتمل شویم و بهرحال رفتن به این راه ها مستلزم مقدار حداقلی از زحمت/رنج است، بلکه آن رنج ها نامحدود نیستند و آنقدر زیاد نیستند که اغلب انسانهایی که در فلاکت و رنج های بسیار شناورند میکشند!
ضمنا بنظرم افراد بزرگ مانند پیامبران و امثالهم درست است شاید در خیلی موارد رنج هایی واقعا بزرگ و وحشتناک از دید ما کشیده اند، ولی باید توجه داشت که آنها فراتر از آدمهای معمولی دارای ایمان و قدرتهای روحانی و درونی و بالتبع قدرت مقاومت به لحاظ ظاهری و مادی در این جهان نیز بوده اند. بنابراین این درست نیست که فکر کنیم لزوما درست است و باید هر آدم عادی نیز با مشابه آن رنج های عظیمی مواجه شود یا بگوییم خب رنج تو که مثلا از فلان پیامبر و امام کمتر است پس چیزی طبیعی است و باید حتما متحمل میشدی. اصلا این مسئله دست خداست و یک امری از پیش تعیین شده و کلیشه ای نیست. بنظر بنده بخش بزرگی دست خود ماست که چقدر رنج بکشیم. رنج های زیادی وجود دارند که مسبب آن درواقع خودمان هستیم، و شاید فکر میکنیم حتما باید تحمل کنیم و مستحق آن هستیم، و اینکه راهی برای خلاص شدن از دست آنها وجود ندارد. البته خود غلبه بر این رنج ها و گذر از این مرحله نیز نیاز به حداقلی ضروری از زحمت و تلاش و بنابراین رنج دارد، ولی این رنج هم بهرصورت در نهایت محدود و گذرا خواهد بود، و بازدهی آن بسیار زیاد است. مثلا سعی و تلاش در جهت کنترل روان خویش، بسیاری از رنج ها را در نهایت از بین خواهد برد یا به شدت کاهش خواهد داد، و مثلا ما برای این متحمل 100 واحد رنج خواهیم شد اما در مقابل تا آخر عمرمان حساب کنی شاید 100000 واحد یا حتی خیلی بیشتر رنجی را که در غیر این صورت متحمل میشدیم دیگر متحمل نخواهیم شد. پس این هزینه در نهایت بسیار سودآور است!
اینها که میگویم چون خودم حداقل تاحدی تجربه کرده و آزموده ام. یک چیزی فقط فرضیه و تئوری نیست، بلکه عین تجربهء زندگی خودم است، و نتیجهء تفکرم و تلاشم در زندگی برای دستیابی به قدرتی که بتوانم بر زندگی خودم حداکثر تسلط ممکن را بدست بیاورم، که مهمترین بخش آن تسلط بر خویشتن درونی خویش است، خود واقعی ما، که در نتیجه بتوانم زندگی با کیفیت بالاتر و خوشبختی بیشتری بدست بیاورم، یعنی تا حداکثری که ممکن یا در دسترسم بوده است.
حال عده ای آدمها هم هستند که در ظاهر در خوشی و لذت و رفاه غرقند و رنج چندانی نمیکشند، اما من به حال آنها حسرت نمیخورم، و زیاد خوشبین نیستم که این وضعشان چندان ریشه های استواری داشته و بتواند برای طولانی مدت براحتی پایدار باشد! از نظر من قوی شدن و روشن شدن از نظر ذهنی و غلبه بر وجود خود یک قدرتی به مراتب فراتر از تمام قدرتهای سطحی و کلیشه های این دنیا مانند ثروت است. اول باید بر وجود خویش غلبه یافت، وگرنه همان روان بزرگ ترین دشمن ما خواهد بود، و هیچ ثروتی قادر به محافظت از ما در برابر آن نیست، این تنها خود ما هستیم که باید بیدار شویم و خویش را قوی و محافظت کنیم.
ضمنا من به نظام زندگیهای چندگانه اعتقاد دارم. بارها در جاهای مختلف صریحا گفته ام! ما بارها زاده شده ایم، و احتمالا باز هم به دنیا خواهیم آمد (مگر ارواحی که به درجهء کافی از تکامل رسیده باشند). از این رو تمام خوشبختی ها و همچنین تمام بدبختی ها گذرا هستند، و ما باید به فکر یک راه حل عمیق تر و محکم تر و بنابراین پایدارتری باشیم! چیزی که لزوما نیازی به چیزهایی به اسم شانس و منابع مادی زیادی نداشته باشد. آدمی هرچه وابستگی های بیشتری داشته باشد، هرچه نیازهایش بیشتر باشند، هرچه این نیازها نیاز به منابع مادی بیشتری داشته باشند، نقاط ضعف بیشتری دارد.
بنابراین باید از دنیای برون به حداقل ها وابسته بود، و برای خوشبختی پایدار به قدرتهای درون و وجودی خودمان تکیه کنیم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>