نبرد اصلی نبرد ذهن است!

اگر در نبرد ذهنی شکست بخوریم، بی شک تسلیم شده ایم و شکست خورده ایم، گرچه در ظاهر اینطور نباشد.
فرض کنید شما در نبرد ذهنی در برابر القاها و کلیشه های سطحی اجتماع شکست بخورید، مثلا بپذیرید که معیار موفقیت و خوشبختی پول است، یعنی پول زیاد، یعنی ثروت، و هیچ راه دیگری برای خوشبختی وجود ندارد، به هیچ شکل دیگری بدون ثروتمند بودن نمیتوان خود را موفق و خوشبخت دانست. آنگاه شما تسلیم شده و شکست خورده اید، حتی اگر نهایتا به پول و ثروت هم دست بیابید، بازهم شکست خورده اید، چون تسلیم شدن شما از روی منطق و حقیقت نبوده است، بلکه تسلیم شما به لحاظ ذهنی، به لحاظ روانی، به لحاظ عدم کنترل و مقاومت کافی بر دنیای وجود خودتان بوده است، و کلیشه ها بر شما غلبه یافته اند، شما را به زانو درآورده و بردهء خویش ساخته اند. این نبردی نبوده است بر سر حقیقت، بلکه نبرد قدرت وجودی شما بوده است با دشمنان ساختگی، با روبات های توخالی این جهان. مترسک هایی که خیلی ها را میترسانند. در حقیقت دشمن اصلی ما، ضعف قدرتهای درونی، ضعف در دیدن و درک و بکارگیری قدرت های وجودی خودمان است! بزرگترین دشمن ما این است که روان ما بر وجود ما تسلط یابد، نه خود حقیقی ما. روان یک موجود ناقص است، شاید یک سیستم نیم آگاه، یک نیم حیوان! اما اصل وجود ما باید فراتر از این باشد. باید خود حقیقی خویش را بشناسیم و بکار بگیریم. جز مقاومت، جز نبرد، راهی برای تسلط بر خویشتن و بالتبع آن تسلط بر زندگی و سرنوشت خویش وجود ندارد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>