افراد امروزه اهل مطالعه نیستن!

یه پدیده ای که امروزه زیاد دیده میشه اینه که دیگه کسی حس و حال مطالعه نداره. مطالعه ها اکثر در حد دو خط و چند خطه. بعد مردم میرن توی شبکه های اجتماعی و جک مینویسن از وضعیت حالاشون میگن عکس سلفی میذارن دنبال مخ زنی هستن… و کلی از وقتشون رو روی این چیزا میذارن.
بعضیا که اصلا اعتقاد و انتظار دارن همه چیز رو بشه در چند خط خلاصه کرد و یاد گرفت!
مردم با عجله زندگی میکنن. با عجله یاد میگیرن با عجله استفاده میکنن.


دیگه کسی برای علم وقت نداره برای مطالعه وقت نداره برای کتاب خوندن وقت نداره برای فکر کردن برای تفکر و تحلیل همه چیز وقت نداره.
شاید چون جاذبه های زندگی و زرق و برق و تنوع و تکثر امروزه روز زیاد شده.
از طرفی علم و فناوری اونقدری گسترده شده که یادگیری اصولی و کامل اون وقت و انرژی زیادی میبره خیلی چیزها هست که باید یاد گرفت که در طول صدها سال بشریت با زحمات هزاران دانشمند بهش دست یافته جمع آوریشون کرده.
کمتر کسی مطالب حجیم میخونه کمتر کسی مطالب خشک میخونه و جدی میگیره کمتر کسی مغزش رو روی چیزهای پیچیده فعال میکنه.
این روزها مردم دنبال سلفی و صندلی داغ و جک و تفریح هستن. فقط میخوان یه پولی دربیارن که به اینا برسن.

البته من مشکلی ندارم مردم هر طور دوست دارن زندگی کنن. این حق همه است! آدمهایی مثل ما هنوزم هستن، و مثلا کسانی که این همه مقاله های عالی ویکیپدیا رو درست کردن مینویسن ویرایش میکنن، اینا نشون میده هنوزم تعداد کافی از چنین افرادی توی دنیا هست. نمیدونم شایدم این پدیدهء عجولانه و سطحی زندگی کردن در کشورهایی مثل ما به دلایلی بیشتر باشه، ولی فکر میکنم کلا این پدیده جهانی باشه بخاطر شرایط زمان حاضر. البته شاید اصلا عجیب و غیرطبیعی هم نباشه! چون دانشمندان، علاقمندان به علم و دانش، اعجوبه ها، مخترعان، همیشه نسبت به کل جمعیت کم بودن، و الان با بیشتر شدن جمعیت و گستردگی شدید و همگانی شدن ارتباطات و حضور عمومی همگان در اینترنت و شبکه های اجتماعی و محیطهای تخصصی، این پدیده صرفا بیشتر واضح میشه و بنظر میاد.

اما نکته ای که میخواستم بگم، اینکه، راه علم و دانش و قدرت راه سخت و طولانی هست و دلمون بخواد یا نخواد هرکاری بکنیم، فیلدهای گسترده و پیچیدهء علمی نیاز به افرادی دارن که مطالعه کنندگانی مداوم و خستگی ناپذیر باشن. افرادی که مطالعهء مطالب حجیم و خشک و پیچیده براشون کاری طبیعی باشه که بتونن سالها ادامه بدن.
قطعا نمیشه این همه علوم گسترده و پیچیده رو به حدی که افرادی عادی انتظار دارن خلاصه کرد. این غیرممکنه! مثل اینه که کسی انتظار داشته باشه بتونه با کمی زحمت و صرف وقت و انرژی، در عرض مدت کوتاهی یک استاد رزمی مثل بروسلی و جکی چان و جت لی و غیره بشه!

حتی افرادی بودن من دیدم مثلا طرف میگفت باید تمام منابع یادگیری به شکل ویدئو بشن که بشه راحت و مفرح یاد گرفت!! من بهش گفتم حالا شما منتظر باش تا آموزش این همه علوم و فناوری و اطلاعات رو ویدئویی کنن، بعدم خیال کردی واقعا بهینه است و اصلا میشه همه چیز رو با ویدئو آموزش داد؟

مردم این روزها دیگه حال فکر کردن واقعی هم ندارن! مغزها پوکیده!
شاید بقول خارجیها دیگه اکثریت افراد به اصطلاح overwhelm شدن توی این دنیایی با این همه اطلاعات و پیچیدگی.

4 دیدگاه در “افراد امروزه اهل مطالعه نیستن!

  1. به نام خداوند مهرگستر خیلی مهربان
    ” ﺇﻥ ﺍﻟﻤﺠﺮﻣﻴﻦ ﻓﻲ ﻋﺬﺍﺏ ﺟﻬﻨﻢ ﺧﺎﻟﺪﻭﻥ ‏ ‏
    ﻻ ﻳﻔﺘﺮ ﻋﻨﻬﻢ ﻭﻫﻢ ﻓﻴﻪ ﻣﺒﻠﺴﻮﻥ ‏ ‏
    ﻭﻣﺎ ﻇﻠمنﺎﻫﻢ ﻭﻟﻜﻦ ﻛﺎﻧﻮﺍ ﻫﻢ ﺍﻟﻈﺎﻟﻤﻴﻦ ‏‏
    ﻭﻧﺎﺩﻭﺍ ﻳﺎﻣﺎﻟﻚ ﻟﻴﻘﺾ ﻋﻠﻴﻨﺎ ﺭﺑﻚ ﻗﺎﻝ ﺇﻧﻜﻢ ﻣﺎﻛﺜﻮﻥ ‏‏
    ﻟﻘﺪ ﺟﺌﻨﺎﻛﻢ ﺑﺎﻟﺤﻖ ﻭﻟﻜﻦ ﺃﻛﺜﺮﻛﻢ ﻟﻠﺤﻖ ﻛﺎﺭﻫﻮﻥ ‏‏
    ﺃﻡ ﺃﺑﺮﻣﻮﺍ ﺃﻣﺮﺍ ﻓﺈﻧﺎ ﻣﺒﺮﻣﻮﻥ ‏‏
    ﺃﻡ ﻳﺤﺴﺒﻮﻥ ﺃﻧﺎ ﻻ ﻧﺴﻤﻊ ﺳﺮﻫﻢ ﻭ ﻧﺠﻮﺍﻫﻢ ﺑﻠﻰ ﻭﺭﺳﻠﻨﺎ ﻟﺪﻳﻬﻢ ﻳﻜﺘﺒﻮﻥ ”
    “اگر گناهکارانند در دوزخی ناگواری پیوسته هایی نباشد سرآمده می شود بارهء شان هم آنهایند درِش امید بریده هایی
    هم چه ستم کردیمشان هم تا برای بود بودند آنها ستمکاران
    هم صدا زنند ای دارنده مان برای پایان می برد بر ما پروردگارت گفت اگر شمایید درنگ شده هایی
    تا برای پیش آمدیمتان به درست هم تا برای بود فراوانی تان برای درست ناخوش دارانی
    یا فرا افکنند دستوری باز اگریم فرا افکنانی
    یا رسیدگی می کنند اگریم نه می شنویم رازشان هم زمزمه هاشان آری هم فرستنده هامان کنارشانند نویسنده هایی ”
    خواندن هایی که کارایی در زندگی مان ندارند دنبال رفتنشان توان هم زندگی هدر برند اندکی به کله فشار بیاوریم که خود نوآور باشد پاس خداوند ما را همین توشه سخن خداوند بسیست هم ماندگارتر ،پناه بر خداوند

    • اتفاقا منم صد درصد دنبال کاربرد هستم و به چیزهای صرفا ذهنی و تئوریک علاقه ندارم. علم و فناوری مدرن همه چیش کاربرد داره، اگر امروز کاربرد نداره برات به ذهنت نمیرسه ولی همیشه احتمالش هست یه روزی یجایی به دردت بخوره براش کاربرد پیدا بشه. من اینو بارها تجربه کردم. بنابراین پیشاپیش دانستن و توانستن مفیده، چون روزی که نیازت بشه فرصت معمولا محدودتراز این حرفهاست که بشه یاد گرفت و استفاده کرد، و اصلا خیلی وقتا نمیفهمی چی به چیه چی هست چی نیست چی میشه چی نمیشه و از چه راهی چه چیزی باید یاد بگیری استفاده کنی. علم و فناوری مدرن یعنی هرچیزی که در اطراف ما هست و جهان ما ازش ساخته شده بر اساس اون عمل میکنه. نمیشه بگی کاربرد نداره. حداقل حداقلش ذهنت رو باز میکنه، بهت بینش میده، جایگاه خودت رو در جهان هستی بهتر میشناسی.
      ضمنا خلاقیت هم بجای خود، ولی بقول یارو میگه تا راهرو نباشی کی راهبر شوی! امروزه روز با این همه حجم و پیچیدگی علوم و دستاوردهای بدست آمده توسط هزاران دانشمند و محقق در طول صدها سال، خلاقیت فردی و یک سواد ابتدایی یا حتی متوسط کارایی کافی نداره عمرا نمیتونی چیزی بشی کار زیادی بکنی. مثلا میخوای چکار کنی، چندتا چیز عادی رو که قبلا اختراع شدن با صرف وقت و انرژی اضافی اختراع کنی؟ اینا همش حرفه. عمل و واقعیت رو بچسب!

      • من هروقت بیکار میشم باید از وقتم استفاده کنم چیزی یاد بگیرم یا ورزش کنم. خلاصه ذخایر قدرتهای اصیل و درونی خودم رو زیاد کنم. چون میدونم هرچی بیشتر بهتر و زندگی با کیفیت تری خواهم داشت، و حداقلش هم اینه که برای نیازهای احتمالی آینده آماده تر هستم و افسوس نخواهم خورد حس ندامت به رنج روح و روانم اضافه نخواهد شد که چرا اونوقت که وقت داشتم فرصت داشتم میتونستم کاری نکردم حماقت کردم تنبلی کردم.

        • شما فکر میکنی مثلا امثال گالیله کی بودن چی بودن دنبال چی میگشتن آیا اون موقع چندان کاربرد و ضرورتی در چیزهایی که اونا روش زوم کردن ته و توش رو درآوردن بنظر میامد؟ اینکه ستاره ها سیاره ها چی هستن بر اساس چه قواعدی عمل میکنن زمین دور خورشید میچرخه دور خودش میچرخه و غیره.
          همین افراد بودن که با روشن کردن حقایق به روش عملی و با منطق و قدرت ذهن بشری، یاوه گویی های کلیسا رو نشون دادن و مشروعیت و قدرت کلیسا رو به افول گذاشت. آیا خوب بود مثل همون گذشته بشریت در نظام مذهبی کلیسا و توجیهات اونا برای پدیده ها باقی میموند؟ بنظرت دانستن بهتر از ندانستن نیست؟ بنظرت روش علمی و منطق و خرد بشری دارای اعتبار بالاتری از باورهای کور مذهبی نیست؟ اگر نبود که دنیای ما الان این نبود! مذاهب چه کارایی ای داشتن مگه؟ مثلا علت و درمان طاعون رو تونستن کشف کنن؟ چرا نتونستن؟ پس به چه دردی میخورن؟ چه حقایق واقعا ثابت شده و کاربردی در اونا هست؟
          من از باورهای ماورایی فقط به چیزهایی اعتقاد دارم که معقول و محتمل باشن باعلم و خرد و عقل و وجدان بشری سازگاری کافی داشته باشن و چیزهایی که به تجربه بهشون پی بردم شواهد و دلایل واقعی کافی براشون دارم. بقیش دیگه کشکه بذار در کوزه آبش رو بخور چون به هیچ دردی نمیخوره هیچ اعتباری نداره!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>