ویکیپدیا – گنج عظیم! – پدیده ای تاریخی.

ویکیپدیا گنجی عظیم است. پدیده ای تاریخیست. گمان نمیرود هیچ زمانی در تاریخ بشریت چنین گستره و عمق عظیمی از اطلاعات و دانش و علم ناب در یک جا چنین متمرکز شده و چنین آسان و کارا بوسیلهء ابزارهای فناوری مدرن، در وسعتی جهانی و بدون تبعیض در اختیار تمامی انسانها قرار گرفته باشد.

ویکیپدیا، علم، از آن گنج هاییست که گویی تنها طالبانش ارزش آن را درمی یابند.
بنده بعنوان یک ویکیپدیا خوان حرفه ای، بعید بنظر نمیرسد که بگویم احتمالا برترین ویکیپدیا خوان در ایران، و مسلما مطالعه گری برجسته، بر ارزش فوق العادهء این گنج عظیم صحه میگذارم. اکنون که خود شاید تاحدی و بنوعی کم کم به دائرت المعارفی متحرک، یک ویکیپدیای متحرک، مبدل میگردم!

بنام نامی علم و خرد و منطق! بنام عقل.
ای انسانها چرا اندیشه نمیکنید؟

نمیدانم تاکنون چند مقالهء ویکیپدیا را خوانده ام. هیچوقت حسابش را نگه نداشتم. ولی تخمین میزنم که ده ها هزار و شاید بالای صدهزار مورد بوده باشد! اکنون در ویکیپدیا با مقالات تکراری (آنهایی که قبلا خوانده ام) زیاد برخورد میکنم و پیدا کردن مقالات جدید در سطح عادی و متوسط برایم ساده نیست. البته در سطوح بالاتر هنوز هم مقاله و اطلاعات ناب یافت میشوند منتهی یک دلیل اینکه قبلا این مقالات را نخوانده ام بخاطر پیچیدگی و بسیار بالا بودن سطح علمی و تخصص مورد نیاز برای درک آنها بوده است. اما اخیرا موفق به فهم بیشتری از یکسری از این مقالات شدم که برای خودم غیرمنتظره بود! گویی درهای سطح جدیدی از دانش و بصیرت به رویم گشوده شد. مثلا حتی یکسری موضوعات ریاضی که قبلا نگاه کرده بودم ولی زیاد آنها را درک نکرده بودم. نمیدانم شاید هم این بالاتر رفتن قدرت فهم بخاطر این بود که از چند وقت پیش کتاب ریاضی دوران دبیرستانم را بیرون کشیده و شروع به مرور کردن آن کرده بودم! براستی انسان موجود عجیبیست، و جهان و علوم حاکم بر آن نیز عجیبند. به گمانم در حقیقت کسی نمیداند موضوع چیست! بعضی ها میگویند خدایی وجود دارد که همهء اینها را او خلق کرده است، اما بعضی ها، حتی از دانشمندان بزرگ، این حرف را قبول ندارند.

اخیرا گفتم تعداد مقاله های ویکیپدیا را که این چند وقته مطالعه کرده ام از هیستوری مرورگر استخراج کنم و آنها را مروری کرده یادآوری و بخاطرسپاری مطالب جالب توجهی را که از آنها یاد گرفته ام انجام دهم و ببینم براستی حدودا چقدر مقاله خوانده ام و چقدر و چه چیزهایی از آنها یاد گرفته ام و چقدر از آنها بیادم مانده است.
تعداد این مقاله ها حدود 4300 (چهارهزاروسیصد) عدد بود. حال این تعداد مقاله را ظرف چه مدتی خوانده ام؟ بر اساس تاریخ قدیمی ترین مورد در هیستوری مرورگر باید بگویم ظرف مدتی حدود یک و نیم سال. و تازه این تعداد شامل مقاله هایی که در محیط کارم مطالعه کرده ام، و اتفاقا تعداد آنها هم زیاد است (خوشبختانه در محیط کارم سالهاست که اوقات فراقت زیاد دارم)، نمیشود. و حساب کنید سالهاست که من یک ویکیپدیا خوان حرفه ای هستم. شاید حداقل 5 سال. بنابراین تخمین خود من این است که تعداد مقاله هایی از ویکیپدیا که خوانده ام بالغ بر ده ها هزار میشود.
البته انسان اگر بخواهد این همه مقاله را کامل و دقیق بخواند، حتی ظرف چند سال، بنظرم باید تمام وقتش کاری جز مطالعه کرده نداشته بوده باشد. باید بگویم بنده نیز تمام این مقاله ها را کامل و دقیق نخوانده ام. بعضی را صرفا نگاه کرده ام، مثلا فقط چند خط اول که معمولا موضوع مقاله را بصورت مختصر و کلی تعریف میکنند خوانده ام، بعضی را کمی وارسی بیشتری کرده ام، در بعضی به دنبال چیز خاصی گشته ام و فقط بخش خاصی را خوانده ام، بعضی را 30% خوانده ام بعضی را 50% و غیره. ولی بهرحال در کل حجم مطالعهء بنده بسیار بالا بوده، و تازه این فقط مطالعه مقاله های ویکیپدیا بوده که البته شاید بیشترین حجم مطالعه های روتین بنده را تشکیل میدهند، اما در دوره هایی مطالب حجیم زیادی از منابع دیگر مثلا رفرنسها و کتابها و سایتها و وبلاگ ها و سایتهای Q&A و غیره نیز خوانده ام. اکثریت مطالب هم انگلیسی بوده اند و نه فارسی! درواقع سهم فارسی در این میان خیلی کم است شاید مثلا تنها 3%. ضمنا مقاله با مقاله هم، کتاب با کتاب، مطلب با مطلب، تفاوت میکند. چه از نظر حجم و چه از نظر سطح و پیچیدگی. مطالبی که بنده مطالعه کرده ام اکثریت مطالب سطح متوسط و به بالا بوده اند و در میان آنها مقاله های حجیم و مطالب پیچیده و دشوار که افراد کمی از آنها سردرمیاورند نیز بسیار بوده است. گاهی یک مقاله اندازهء ده ها مقالهء معمولی و سطح پایین تر محسوب میشود، نه فقط بخاطر حجیم بودن، بلکه بخاطر تخصصی/علمی/پیچیده بودن که خواندن و فهم آنرا دشوار و کند میکند. گاهی باید یک پاراگراف را حتی یک جمله را بارها بخوانی تا متوجه شوی.

بنابراین بنده فکر میکنم بی شک بنده یکی از برترین مطالعه گران و بخصوص یکی از برترین ویکیپدیاخوان های ایران هستم! حتی شاید در سطح جهانی نیز جزو افراد برجسته در این زمینه باشم!

حال هدفم از این حرفها چیست؟ آیا میخواهم خودستایی کنم؟
خیر، هدف اصلی و اولیهء من از این مطالب روشن کردن ارزش منابعی مثل ویکیپدیا بود، ولی در کنارش دیدم اگر تخمین و برآوردی بکنم و نشان بدهم که چقدر میتوان و باید مطالعه کرد تا از این منابع استفادهء سرشار برد تا کسی شد چیزی شد به جایی رسید، آموزنده است!

جوانها، افراد، باید توجه کنند که برای اینکه آدمی بتواند به سطح قابل توجهی برسد، قابلیت های برجسته ای پیدا کند، دانش و توانایی های عمیق و ناب بیابد، ارزش این منابع را درک کند قدرت جذب و استفاده از آنها را داشته باشد، باید مطالعه گری حرفه ای و دائمی باشد باید سالها یکسر مطالعه کند؛ خیلی بیشتر از اکثریت مردم عادی!

بخاطر همین است که شاید من اولین کسی باشم که مقاله ای راجع به گنج بزرگی بنام ویکیپدیا مینویسم و این حرفها را میزنم، و نه کس دیگری. دیگران درک نمیکنند! چون ندیده اند، نمیفهمند، مزه نکرده اند، نخورده اند، جذب نکرده اند، نمیدانند که چقدر دانش عظیم در آنجا در آن بیرون هست، چقدر عظمت، چقدر قدرت، چقدر بینش، و اینها چقدر تفاوت ایجاد میکند میان آدمها چقدر میتواند روی نگرش و زندگی تاثیر مثبت داشته باشد. وقتی میگویم گنج عظیم، این تبلیغات و اغراق و کلمات کلیشه ای نیست، بلکه حکایت آن کسی است که براستی به جزیرهء گنج رفته، گنج عظیمی را یافته است، در سکه های طلا و در میان اتاقهایی پر از جواهرات غوطه خورده است، و هر چه میتوانسته از آنها در جیب و لباسهای خود تا خرخره ریخته جمع کرده و با خود آورده است! و البته که به احتمال زیاد این فرد اکنون باید آدم ثروتمندی باشد! او میگوید میدانید گنج بزرگی هست در فلان جزیرهء دورافتاده و پرخطر، منتها مرد میخواهد که آنجا برود و بدان گنج دست یابد پاره ای از آن را بردارد با خود بیاورد!
ویکیپدیا ظاهرا در دسترس همه هست، در معرض دید همه هست، حتما میگویید چه تناسبی دارد با جزیرهء دورافتادهء پرخطر! باید بگویم موضوع این است که میان دیدن تا فهمیدن و توان جذب کردن، استفاده کردن، تفاوت زیادی هست. خیلی گنجها در دنیا هست که خیلی ها گفته اند، همه میدانند، جلوی چشم همه هست، اما مرد عملش آنکس که براستی اراده کند ظرفیتش را داشته باشد آن را بدست آورد و از آن استفاده کند کم است! همت میخواهد، جدیت میخواهد، سواد میخواهد، مرد عمل میخواهد! مانند این است که همه بروسلی را دیده اند، داستان اویاما را میدانند، و خیلی چیزهای دیگر از هنرهای رزمی دیده اند شنیده اند میدانند، اما افراد کمی هستند که براستی دنبال هنرهای رزمی بروند و بقدر کافی در این کار همت و جدیت و مداومت داشته باشند تا بجایی برسند مبدل به یک استاد رزمی حقیقی و برجسته شوند. بنابراین افراد کمی هستند که عملا این قدرتها را بدست بیاورند. ولی کسی که بدست آورده میداند که چقدر ارزشمند است و ارزش این زحمت را دارند و چقدر به انسان در برابر آدمهای عادی برتری میدهد.

البته که چنین راههایی، چنین انسانی شدن، سخت است، سالها طول میکشد، مردش را میخواهد، و هزینه دارد باید از چیزهای دیگری بگذری صرفنظر کنی قربانی بدهی! نمیخواهم وارد بحثش شوم، اما این را بگویم که مثلا بخصوص در آن قدیم هم افرادی که ماجراجویی میکردند دنبال کشف ناشناخته ها دنبال گنج ها میرفتند، طبیعتا با سختی ها و محرومیت ها و رنج هایی روبرو بودند، اما آنقدر انگیزه و جدیت آنقدر علاقه به هدفشان داشتند که این سختی ها را تحمل میکردند، حتی با خطر جانی و گرسنگی روبرو میشدند. اما همین آدمها بودند که در تاریخ نقاط عطف بزرگی را ایجاد کردند، دروازه های جدیدی از امکان ها و پیشرفت علم و فناوری را گشودند، بشریت را بیش از پیش قدرتمند کرند. حداقل بخشی از دستاوردهای عظیم بشریت بخاطر آنهاست.

آنوقت من نمیدانم چطور یک عده آدم سطحی به خودشان اجازه میدهند دربارهء امثال ما قضاوت کنند و حتی از ما انتقاد میکنند ما را مورد تمسخر قرار میدهند!! اصلا در این حد هستند؟ فکر نمیکنم. خب دیگر نادانی و سطحی بودن که شاخ و دم ندارد! بعضی ها زندگی شان دنیایشان بینششان در حد خودشان و محیط اطرافشان است فکر میکنند چیز ارزشمند دیگری نمیتواند وجود داشته باشد نمیتوان طور بهتری خارج از این کلیشه ها زندگی کرد! فکر میکنند زندگی فقط یعنی کار و پول و ازدواج و زن و بچه و تجارت. اما من میگویم خیر، همیشه افرادی بوده اند که متفاوت بوده اند متفاوت زندگی کرده اند استقلال فکر و عمل داشته اند و پای تصمیمات و هزینهء اهداف خودشان هم ایستاده اند و چه شما قبول داشته باشید چه نداشته باشید آنها خودشان راضی بوده اند از زندگی شان به این شکل و حتی برای بشریت هم دستاوردهای بزرگی آفریده اند. بله تعداد این آدمها کم است اقلیت هستند، و شاید فکر کنید امروز دیگر وجود ندارند نمیشود و غیره، ولی بنظر من هنوز هم اینچنین آدمهایی وجود دارند و هنوز هم میشود متفاوت بود و هنوز آرمان ها و افسانه های بزرگی برای کشف کردن و دست یافتن توسط این افراد وجود دارند.

بله راه دشوار و طولانیست، مرد خودش را میخواهد! ولی شدنی است و مردانش هنوز هم هستند.
هرچیزی هزینه دارد قربانی میخواهد. گذشت میخواهد. سخت است. حتی چنان مردان بزرگی هم احساس شکست و محرومیت را تجربه کرده اند. این نیست که فکر کنیم به همه چیز رسیده اند از همه چیز راضی بوده اند، اما راهی بوده که انتخاب کرده اند و باید میرفته اند و باید استقامت میکرده اند تا به پایان می ایستاده اند!
اینک من نیز سالهاست که قدم در این راه گذاشتم و نمیتوانستم که نگذارم! ادامه میدهم، موفقیت های چشمگیری بدست آورده ام، اما این انتهای سفر من غایت اهداف من نبوده و نیست، بیشتر میخواهم، و در عین حال میدانم که برای این راه برای این شکل زندگی قربانی داده ام هزینه کرده ام از چیزهای دیگری محروم شده ام رنج هایی کشیده ام و تحت فشار دائمی بوده و هستم، اما میدانم که زندگی بهرحال سخت است و یک نبرد بزرگ است و کمتر کسی میتواند از گزند سختی ها و بلایا و محرومیت های آن در امان باشد و بهترین راه برای رویارویی با آن مرد بودن و مردانه نبرد کردن است!
هرکس از چیزهایی محروم است و چیزهای دیگری را دارد. من فکر میکنم آنکه تلاشی مردانه میکند، گرچه از چیزهایی محروم میشود گرچه رنج و سختی هایی را بر خود روا میکند، اما در مجموع به برتری و پیشرفت بیشتری خواهد رسید. لذت هایی هست که اکثریت مردم اصلا درک نمیکنند اصلا نمیدانند که چنان لذت هایی نیز وجود دارند و چه طعمی دارند تا چه حد عمیق و پایدار هستند. اما افراد برجسته و استثنایی طعم این لذت ها را میچشند از وجود آنها آگاه شده اند، و آنها را هرچه بیشتر میخواهند!

چه خوب است انسان لذت هایی بیابد که کسی نتواند از او بگیردشان. حتی این هم که دیگران از لذت ها از خوشبختی ای که تو داری آگاه نباشند نبینند درک نکنند نفهمند، چه بدی دارد تازه میتواند خوب و مفید هم باشد حداقلش آن است که حسودان متوجه نخواهند شد و حسودی و آزار نخواهند کرد و برایت خطر و هزینه ای ایجاد نخواهند کرد! نه؟

زندگی ایدئال نیست! نمیتوان همه چیز را با هم خواست با هم داشت! مثلا خیلی وقتها شهرت چیز خوبی نیست. بهتر است مردم تو را نشناسند ندانند که چه کسی هستی و چه داری، تا آسوده تر و در امنیت زندگی کنی. اگر همیشه هم شهرت را بخواهی هم چیزهای دیگر را، این واقعگرایانه و عاقلانه نیست. خیلی وقتها باید مخفی بود و مخفی کرد آنچه را که داریم. هرچیزی هم به وقتش! شاید امروز چیزی خوب نباشد مناسب نباشد مفید نباشد اما سالها بعد اشکالی نداشته باشد یا حتی خوب باشد!

و اما یک بحث آخر اینکه خیلی افراد حرف از عدم اعتبار و سندیت ویکیپدیا میزنند و میگویند چون هرکسی میتواند در آن مقاله بدهد یا مقاله های موجود را ویرایش کند پس مقالات ویکیپدیا سندیت ندارند.
باید بگویم این بحث یک مقدار پیچیده و مفصلی است که البته بنده قبلا درمورد آن در فرومهایی پست های روشنگر و نسبتا مفصلی زده ام که اگر میتوانستم آن پست ها را پیدا کرده و محتوی آنها را در این مقاله کپی پیست کنم خیلی خوب بود، چون به همین دلیل که قبلا در این باره زیاد صحبت کرده ام و اکنون هم زیاد نوشتم و دیگر حوصله و انگیزهء زیادی برای پرداختن به این مبحث ندارم، قصد توضیح مفصل و دقیق در این باره را ندارم اما سعی میکنم توضیحاتی بدهم.
باید بگویم همهء اینها بهرحال تئوریست و آنچه بنده شخصا در طول این سالها درمورد ویکیپدیا دیده ام این است که کیفیت و غنا و ضریب کمال و دقت و صحت زیادی دارد و روز به روز هم در کل رو به تکامل و بهتر شدن و برطرف کردن ضعفهایش رفته است. برای من هم همین مهم بوده که بصورت تجربی هم که شده این مسئله را متوجه شوم و بعد از آن صرفا استفاده کنم. مسئله در جهان امروز هم همین است و اینکه ما از هر منبعی بتوانیم فرصت طلب باشیم و با زیرکی و سرعت میزان صحت و ارزش و محتوی آن منبع را تشخیص بدهیم و از آن استفاده و جذب کنیم. دیگر اینکه حال چطور این کیفیت این صحت بدست آمده است بحثی جانبی و در اولویت های پایین تریست. بهرحال هم در اینترنت و اصلا در هرجای دیگری اکثریت منابع از کیفیت و اعتبار لزوما خیلی بیشتری برخوردار نیستند و ما معمولا باید بر اساس محتوی و شیوهء فهمی و درکی و تحلیل عینی شواهد و ضمنا مراجعه و استفاده و مقایسهء چندین منبع با هم، به یک محتوا و جمع بندی نسبتا کامل و دقیق و دارای ضریب اطمینان قانع کننده دست یابیم. ویکیپدیا هم منبعی است در میان بسیاری منابع دیگر در اینترنت و میتوان این کارها و تحلیل ها را بصورت تجربی روی آن انجام داد. همچنین در اکثر مقالات مهم ویکیپدیا رفرنسهای زیادی و لینک های خارجی زیادی درج شده اند که خواننده اگر به دنبال اثبات اعتبار و سندیت بیشتری و منابع اصلی باشد میتواند آنها را دنبال کند. بهرحال اگر از دید سندیت رسمی ویکیپدیا ارزشی نداشته باشد، ولی از دید آموزشی و مسائل فهمی و درکی و بعنوان نقطهء شروع یادگیری و تحقیق یا بدست آوردن یک دید جامع سریع درمورد خیلی موضوعات، منبعی بسیار غنی و ارزشمند است. همچنان که شما در اینترنت مشاهده میکنید چقدر منابع و افراد حتی دارای تخصص و اعتبار بالا به آن لینک داده و ارجاع کرده اند که اگر بنظر آنها کیفیت و اعتبار ویکیپدیا کم بود مسلما چنین کاری نمیکردند و اگر منابع بهتری سراغ داشتند آنها را معرفی میکردند، و حتما آنها بطور تجربی و با خواندن مقالات ویکیپدیا متوجه صحت و کیفیت و دقت و کمال کافی آنها شده اند.

والسلام – ابرقدرت کامپیوتر، علم خوره – 1394/5/10

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>