نامۀ یک دانشمند به خدا!

خدایا تو چه میخواهی؟
باوری کور به تو؟ و نه به راستی به تو، بلکه به باور کوری از تو! از اینکه براستی چه هستی و چه صفات و نیاتی داری و بر چه مبنایی چطور رفتار میکنی.

مشتی بزدل را میخواهی که به تو باور داشته باشند و احترامت گذارند؟
انسانهایی که قدرت ذهن و منطق و دانش آنها نقصان دارد یا ناکارا گشته را میخواهی؟
چرا مرا نمیخواهی؟
میخواهی؟
من همواره به تو احترام گذاشته ام.
به تو. توی واقعی. آنچه که میتوانستم تصور کنم که وجود داشته باشد و براستی خدا باشد. هرچند که در وجودت شک داشته ام، اما شک من از روی منطق و خرد بوده است؛ از روی آنکه اصالت عقل را حق شمرده ام.
تو برای من خدای منطق، عقل، خرد، علم، شعور، عشق، عدالت، محبت، رحمت بودی.
و به گمانم نه خدای توده ها و ادیانشان!
در علم و عقل و همواره پایبند بودن بدانها و خردمندانه رفتار کردن، شکوه دیگری هست! من نمیدانم ایمان چیست! حداقل آنچه از ایمان در ادیان تبلیغ میشود، بیشتر به توهینی به شعور آدمی و دستاویزی برای زیر پا گذاشتن عقل و منطق و خرد میماند تا چیز دیگر! اگر ایمان یک دریافت مستقیم و درونیست، همچون الهام، پس باید که آدمی آن را داشته باشد، و خودش باید که موجود باشد یا بیاید، نه اینکه با تلقین سعی کنیم نسخه ای جعلی از آن بسازیم!
چطور برای یک خردمند، یک دانشمند، چنین رفتاری ممکن خواهد بود؟
چه وقت یک جنگنده از روی بزدلی چنین خواهد کرد!
نه ممکن نیست! هرگز ممکن نخواهد بود.
اما ایمان ما هم شاید روزی خودش بیاید. کسی چه میداند؟
شاید شناخت ما از تو، روزی بیاید.
آن ایمان در نظر من براستی شکوه دارد، و چنین نظامی براستی شایستۀ توست: آنکه مقدر کرده باشی که اینگونه باشد.
در دین شک را دشمن میدانند و به رد کردن آن توصیه میکنند. اما شیوهء علم و عقل این نیست.
براستی چه جهان عجیبی آفریدی. در میان ماهیت هایش تضاد دیده میشود. حداقل در ظاهر که اینطور است!
عجیب است!
ولی من دیگر راه خویش را انتخاب کرده ام و سردرگم نیستم.
راه من راه عقل و خرد و علم و منطق است. من یک دانشمندم!
در این راه باید نسبیت ها را پذیرفت، سوالات بی جواب را پذیرفت، شک و تردید را طبیعی شمرد و با آنها شناور بود و زیست. اما این شک و تردید بدین معنا نیست که همه چیز بی اعتبار و متغییر خواهد بود. تجربه به من نشان داده است که اینطور نیست. مثلا ما درک میکنیم که بدی بد است. ظلم کردن بد است. اینها را بطور مستقیم درمیابیم. نمیدانم چطور، و نمیدانم شاید اصلا من هم به درجاتی یا در مواردی ایمان دارم! شاید آنچه من فکر میکنم از عقل است، از ایمان است. چون گمان نمیکنم بتوانم از لحاظ عقلانی و علمی همۀ آنها را به این راحتی ها اثبات کنم. گویی چیزی هست در درونم. گویی یک ماهیت است که تشخیص میدهد. شاید! آیا خوب و بد نسبی است؟ آیا باید اثبات منطقی شود؟
نمیدانم.
اما پذیرفتن «نمیدانم» هم زیباست.
و یکی از آنچه مرا از توده ها و ادیان ایشان منزجر میسازد همین است که آنها واقعیات را انکار میکنند و دربرابر ندانسته ها یا ندانستنی ها، پذیرش و صداقت پیشه نمیکنند. بنابراین، آنها به دید من درحال دروغ گفتن هستند! دروغ گفتنی که به مشام یک دانشمند، بدجوری بوی گند میدهد!
آیا انسان باید اینقدر ناتوان باشد که حتی نتواند واقعیات را ببیند و آنها را بپذیرد و بدانها اعتراف کند؟
ما ضعیف هستیم و دچار محدودیت و ناتوانی های بسیار، اما در مواردی هم میتوانیم که اینطور نباشیم. میتوانیم حداقل بزدل و دروغگو نباشیم. نمیتوانیم؟ یا چرا این بد است؟
و چرا تودها، ادیان ایشان، توصیه میکنند که ما این حداقل راستی و شکوهی را هم که میتوانیم داشته باشیم، کنار بگذاریم و امیدوارم باشیم که باورهای کور و القایی ما راست و پرشکوه باشند؟
بازهم تناقض!
جهان تو عجیب است.
آفرینش تو عجیب است.
بسیاری مواقع، غیرقابل درک است!
آیا تو براستی وجود داری؟
اینها موجب تردید بیشتر من در وجود تو میشود.
چرا در جهان اینقدر تناقضات اساسی وجود دارد؟
شاید مشکل از فرضهای ماست.
شاید براستی خدایی وجود ندارد.
ما از آن رو به تناقض میرسیم که فرض میکنیم خدایی، آنهم خدایی که تاکنون در مقیاس گسترده به بشریت معرفی شده است، براستی وجود دارد.
بهرحال، من نمیهراسم!
مدتها پیش تصمیم گرفتم که دیگر بر ترس غلبه کنم، چرا که از ترس جز ضعف و رنج زاده نمیشود.
وجود داشته باشی یا نداشته باشی، من نمیهراسم!
من تصمیم گرفته ام که شجاع باشم. ترس به من هیچ چیزی نداده و نخواهد داد جز ضعف و رنج و بدبختی.
اما گهگاهی گویی تو به درونم میایی، یا شاید چون درونم از جنس توست، به من الهام میشود. این است که به وجود تو امیدوارتر میشوم.
و شاید تنها تو میتوانی تمام این معماهای پیچیده را حل کنی، و منطق من میگوید که اگر وجود داشته باشی، از تو انتظار میرود که این کار را بکنی. پس من با وجود تمام تردیدهایم، بواسطهء تو محافظت و هدایت خواهم شد. این چیزیست که گمان نمیکنم ادیان گفته باشند، اما عقل و وجدان من میگوید! کاری را که من براستی قادر به انجامش نیستم، پس کس دیگری باید انجام دهد، و به گمانم آن تو هستی. و شاید هم در درون من از تو چیزی هست، که سرانجام چنان خواهد کرد؛ بصورتی اجتناب ناپذیر!

29 دیدگاه در “نامۀ یک دانشمند به خدا!

  1. چرا پیامبران اومدن ؟ چرا دین اومد ؟

    آیا تا به حال به این فکر کرده اید ؟
    ——————————————–
    چرا میتونیم بدی رو از خوبی تشخیص بدیم ؟
    خداوند فرشته را آفرید و بهش فقط عقل داد !
    خداوند حیوان را آفرید و فقط بهش خشم و هوس داد.
    خداوند انسان را آفرید و بهش هم عقل داد و هم خشم و هوس
    انسان اشرف مخلوقات هست.

      • پس شما چطوری به وجود خدا پی بردید ؟
        هیچ انسانی نمیتواند خدا را ببیند!
        تازه پیامبران هم از طریق جبرئیل با خدا در ارتباط بودند.

        • کی گفته به وجود خدا پی بردم؟
          مگه حتما خدای ادیان وجود داره و باید به وجودش پی برد؟
          نه دوست عزیز من قبلا بقدر کافی با ادیان و خداشون سرکار رفتم و ازش ناکارایی و تناقض دیدم. تلاش خودم رو هم تاحدی که توان و امکان داشتم برای کشف حقایق کردم، و دیگه بیش از این خودم رو مسئول و موظف و قادر به این کار نمی یابم و بیخودی هم بخاطر این دیگه غصه نمیخورم و خودم رو اذیت نمیکنم چون به دید من فایده ای نداره جز ضعف و رنج. خدا یک معمای حل نشده است برای من (مثل خیلی سوالات و موارد ندانسته و لاینحل دیگر که شاید برای همیشه هم همینطور بمونن). میگم شاید باشه شاید هم نباشه (از نظر من واجب الوجود بودن خداوند ثابت نشده). بهرحال هر ادعایی رو در این باره همینطوری و بدون اثبات روشن و محکم باور نمیکنم. یه خوبیش اینه که اینطوری توی زندگی سر آدم کلاه نمیره و یه عده نمیتونن ازش سواری بگیرن!
          بهرحال منطق و عقل و علم و تجربیات من میگه، که اگر واقعا خدای مهربان قادر مطلقی هم باشه، برای اینکه از من خوشش بیاد و منو محافظت و هدایت بکنه ضرورتی نداره که بهش ایمان یا باور کورکورانه ای داشته باشم (فقط اینکه تاحدی که قدرت درک و توان دارم آدم خوبی باشم کافیه). بنابراین من نگران این مسئله نیستم که درصورتی که واقعا خدایی باشه، بابت بی ایمانی و شک و تردید من منو مجازات یا فراموش کنه. چون این چیزیه که همون عقل و وجدانی که خودش بهم داده میگه!

          • برام خیلی جالبه که شما وجدانتون تا این حد قانع میشه که تلاشتون رو کردین حالا با این که به جواب نرسیدین من که تا شنیدم آدم ممکنه از روی تنبلی خسته بشه و دنبال جواب نگرده اما وجدان وقتی آروم میگیره که جواب رو پیدا کنه که آخر خدا هست یا نیست
            راستی همیشه برام یه سواله چرا من تو دینم همش نمیرسم به اینکه شک نکن.
            تا یاد گرفتم شک و تردید یه نوع وسواسه دنبالش نرو اما اگه گیرش افتادی جوابش رو پیدا کن
            شما این مطالبی که تو سایتتون هست برام سواله دین اسلام رو مطالعه کردین و اگه کردین از کدوم منابع؟؟

  2. @محمد
    اسلام که از وقتی به دنیا آمدیم همه جا ریخته بود و در خانه پدر و مادرها و در مدرسه معلم ها و در بلندگوهای رسانه ها جار میزدند!!
    ضمنا اسلام اگر چیز چندان بیشتری در چنته داشت تاحالا رو کرده بود، چراکه در دنیای امروز انتقادها و مخالفان و دشمنان زیادی دارد و ایرادها و ابهامها و سوالات بی جواب و بقول خودشان شبهه های زیادی سر بر آورده اند (بعضا از میان سانسور تاریخی مداوم ادیان و مدعیان آنها).
    ضمنا من قرآن و معنی اش را یک بار خوانده ام.
    گذشته از آن، در طی سالها در اینترنت مباحث و استدلالها و مطالب و منابع و جدال میان موافقان و مخالفان بسیار را مطالعه و خود نیز در آنها شرکت کرده ام.

  3. سلام یک سوال داشتم ان علمی که شما توسط اون علم هم دین را نقد می کنید هم وجود خداوند را ردمی کنید کدام علم است علمی که با ازمایش وتجربه به جواب می رسد مانند پزشکی یا علمی که با براهین فلسفی و معادلات به نتیجه می رسد یا دارای کشف وشهود می باشید دقت کنید از اول تا اخر اسم علم را اوردید ولی روشن نمی گویید کدام علم برای شا مبنا می باشد

    • همان علوم مدرن مثل فیزیک. بقول شما علوم تجربی. البته منبع بنده فقط اینها نیست، چراکه انسان فقط اینها نیست! بهرحال عقل و تجربه های شخصی بنده در زندگی و وجدان منهم بر این امر گواهی میدهند.
      و اما کدام امر؟ من هیچوقت نگفتم خدا حتما نیست، بلکه میگویم وجودش ثابت نشده است و بنظر بنده وجود و عدم وجود او هردو ممکن هستند. در حدی که بنده عقل و سواد و تجربه و وجدان دارم! همین! البته کسانی هم که ادعا میکنند بیشتر از این هستند یا مدارکی بیش از این دارند بنده باورشان ندارم چون دلیلی ندارم که باورشان کنم و عملا هیچکس قادر نبوده است که دلیل و شواهد قانع کننده روشن و محکم خدشه ناپذیری در این باب ارائه نماید (گرچه برای یک افراد و/یا دوران هایی شاید اینطور بنظر می آمد و باور عمومی بر این بود، اما این قضیه دوامی نداشت و همچون واقعهء عبرت آموز سرنگونی کلیسای مسیحیت سرنگون گشت).

      • ببنید من از اخر شروع می کنم کلیسای مسیحیت ایا بخاطر احکام وایین مسیحیت از بین رفت یا اشتباهات ویران کننده پاپ یا اصحاب کلیسا در ان برهه زمانی ؟دقت کنیم در میابیم که خیلی اوقات تعریف اشخاص از دین به رای خودشان دین را ازبین می برد. ایا این دلیل بر بی اساس بودن دین هست؟(راستیتش من تایپیست حرفه ای نیستم یک خورده کندم اشتباهاتم را در تایپ جدی نگیر)اگر تعقل کنیم الان در اسلام همین قضیه به روشنی پیداست در هرکجای جهان هرکس برای خود تعریفی از اسلام ناب دارد حالا اگر فلان قرائت از مسیحیت نابود شد باید گفته شود شریعت بدرد نمی خورد وما را به عقب بازمی گرداند؟(هیچ دین وشریعتی الهی جلوی رشد علمی نایستاده اگر نقضی باشد بخاطر دو علت می باشدیکی در بعض از پیشرفتهای علمی حقوق برخی از ضعفا پایمال می شود دوم برداشت اشتباه برخی از عمال دین از احکام و دستورات دین که می گویند دستاوردهای علمی منافات باعلم دارند اولی ممدوح ودومی مذموم می باشدقطعا) لذا برای برداشت صحیح ازدین وشریعت کسی را می خواهیم که کامل باشد. که بحثش خیلی طولانیه. هرچند خیلی از حرفها راجع به مسیحیت هم باقیماند که جنون برخی را امدن بستن به مسیحیت.بگذریم از اینکه باز ازین مثال نمی توان استفاده کرد یرای ادعای شما.چرا که خود شما حتما می دانید که عالم سیاست در هرکجا ودر هر زمان به نفعش که باشد از دین استفاده می کند یا نابودش می کند یا برای اهدافش استفاده می کند البته بعضی از دین برای بالا رفتن وبه کمال رسیدن استفاده می کنند که برندگان حقیقی اینهااز نظر من هستند.نه کسی که برای امیال نفسانی تلاش می کند دیر شد بقیه اش بماند

  4. فرمودید «دلیل عدم اثبات واجب الوجود بودن خداوند رابیان می کنید».
    دلیل من این است که فرض بر عدم وجود است و کسی که ادعا میکند چیزی وجود دارد یا واجب الوجود است و اینها او خودش باید اثبات را ارائه کند، که چنین اثباتی بنده تاکنون ندیده ام در باب واجب الوجود بودن خداوند. هرچه دیده ام همه مغلطه و خدشه پذیر و تردیدپذیر هستند. خود نیز به پاسخی نرسیده ام.
    اثبات بر مدعی است. مدعی اول بنده نبوده ام، بلکه آنهایی که ادعا میکنند واجب الوجود هست، بوده اند. من صرفا دارم اثبات شدگی ادعای آنها را زیر سوال میبرم.
    من نیز میتوانم ادعا کنم که فرضا یک بشقاب پرنده جایی در کنار سیاره y در منظومهء x که 100 هزار سال نوری از ما فاصله دارد پارک کرده است، حالا شما اگر راست میگویی ثابت کن که این ادعا غلط است و آن بشقاب پرنده در آنجا وجود ندارد!

    • چند تاسوال ذهنم را مشغول کرده!!!!!شما منشا وجود را چه می دانید؟ایا قبول دارید اشیا در عالم دائم در حال تغییرند؟ایا قبول دارید از بین رفتن را یعنی معدوم شدن اشیا را و یا اینکه نه؟در حقیقت ممکن الوجود بودن برای اجزای عالم را قبول دارید یا نه؟البته من خیلی خوشحالم که از یک دانشمند سوالاتم می پرسم وامید دارم که سو برداشت نداشته باشید.مجهولاتی می باشد که می خواهم برایم روشن شود

      • دوست عزیز اینجا فروم نیست و برای بحثهای مفصل و طولانی ساخته نشده و مناسب و مقدور این کار نیست. اگر میخواهید درمورد این مسائل بحث کنید باید بحث را به یک فروم ببریم و ترجیحا جایی که افراد بیشتری هم حضور داشته باشند (مخالفان واقعی کافی هم باشند) و بتوانند بخوانند و/یا مشارکت کنند. بحث های شخصی طولانی بنظر بنده ارزشش را ندارد که اینقدر وقت و انرژی هدر دهم. ضمنا در گذشته و در طول سالها تاحالا بنده در این موارد بحثهای بسیاری دیده ام و بعضا خودم هم شرکت کرده ام و مطالب موافقان و مخالفان را بسیار مطالعه کرده ام و حق بدهید که اینک دیگر حوصله و اولویت زیادی برای تکرار مکررات نداشته باشم (تازه آن زمان وقت آزادم بیشتر بود). برای بحث آزاد در اینطور موارد بنده شخصا جای مناسبی را سراغ ندارم جز یک فروم (که البته فیلتر شده است) بنام فروم دفترچه (به آدرس daftarche دات کام) که میتوانید در آنجا ثبت نام کرده و بحث خود را مطرح کنید (هشدار: جلیقه ضد گلوله هم بپوشید!).

    • خدا خالق همه ی موجودات است اگر قرار باشه ما خدا را به شکل یک انسان ببینیم خدا که خودش یک مخلوق میشه نه یک خالق ! الان شما یک جای بدنت درد میگیره میتونی اون درد رو ببینی ؟! یا مثلا درباره چیزی فکر میکنی میتونی اون فکر رو ببینی ؟
      در اینجا یک حدیث از امیرالمومنین: اگر به فکر تو بیاید که خداوند چگونه و به چه شکل و شباهتی دارد مخلوق فکر شما می شود و خدای متعال همه چیز هست حتی افکار شما .
      خداوند مخلوق افکار شماس شماست !

        • چی رو؟ همین سوال رو؟ اینکه خدا رو تصور کنیم؟ خب به من چه ربطی داره؟ در قدم اول دلیل بیار که اصلا چرا باید باور کنیم چنین چیزی وجود داره. من برای سوالاتی که بر پایهء فرضهای ثابت نشده استوار هستن انگیزه و وقت و انرژی برای هدر دادن ندارم؛ چون از نظرم کاربردی نداره و بنابراین مهم نیست.
          تازه وقتی دارم میگیم چنین چیزی، یا خدا، بهرحال داریم یک چیزی رو بصورت موجود تصور میکنیم بالاخره یه مفهومی توی ذهن ما ازش هست یا نه؟ اگر نشه هیچ تصوری ازش داشت که دیگه پس راجع به هیچی داریم بحث میکنیم و هیچی رو باور داریم!! بالاخره یه صفاتی یه رفتاری یه خاصیتی یه انتظاری چیزی نسبت بهش هست! ما میگیم خوبه، نیکه، خیرخواهه، کمال مطلقه، قدرت مطلق داره، بالاخره اینا که مفاهیم خارجی نیستن و باید ما درونا بتونیم یک تصور و دریافت مستقیم ازشون داشته باشیم، وگرنه طبیعتا برامون مفهوم و ارزش خاصی نخواهند داشت.

          • قرآن یکی از نشانه خدا است ، تا حالا درباره قرآن تحقیق کردی ؟
            مثلا خدا در قرآن کریم گفته آسمان ها و زمین ها در شش روز آفریده شده تازه الان داشنمندان به این موضوع رسیده اند

    • تاجاییکه دیدم اون صفحه دقیقا درمورد بحث خلقت در شش روز صحبت نکرده و صفحهء اصلی که به این موضوع اختصاص داره اینه: http://www.godandscience.org/apologetics/day-age.html که من کامل خوندمش.
      شک بسیاری دارم که خودت اونقدر زبان انگلیسی بلد باشی که تونسته باشی این مطالب رو درست و حسابی بخونی. شاید صرفا لینک و اشاره ای بهش رو در منبع فارسی جایی دیدی و برداشتی. ضمنا اول آدرس ایمیل www نداره عزیزم! (آدرس ایمیلی که توی فرم کامنت فرستادی). اینا نشون میده که احتمالا سواد استفاده دقیق و مطمئن از این منابع رو نداری! پس یه چیزی رو خودت هم مطمئن نیستی و سر در نیاوردی واسه من گذاشتی، هرچند شانس آوردی و زیاد دری وری نبود!
      بعد خب حالا این مطالب که بنده خوندم چی میگه، با چیزی که تو ادعا کردی دانشمندان کشف کردن که به این موضوع رسیدن بنظرم خیلی فرق میکنه و حداقل ابهام و تردید زیادی توش هست. اولا که این منبع که گذاشتی هیچ نشانه و شناسنامه ای توش ندیدم که منبع معتبر علمی باشه و خود طرف هم دانشمند و متخصص خاصی در این زمینه نیست ظاهرا (شناسنامه و سند و مدرک روشنی در سایتش ندیدم) و ظاهرا یک شخصی هست که حالا هر تخصصی داره (البته شاید هم یک تخصص کم و بیش مرتبط داشته باشه چون بهرحال یه اطلاعاتی از نظریه های علمی داره ظاهرا) به این مباحث و رابطهء مذهب و علم علاقه داره و فردی معتقد به مذهب باید باشه که اومده و تفسیر و نظر خودش رو در باب گفته های انجیل در این سایت درج کرده. شما یجور قضیه رو بیان کردی که انگار کتاب مقدس یه چیزی رو قبلا به وضوح و بصورت بدون تردید و صریحی گفته و حالا دانشمندان و مراجع معتبر علمی دقیقا به همون رسیدن و گفتن وهه اینو کتاب مقدس قبلا گفته بودا! درحالیکه قضیه دقیقا به این صورت نیست! این طرف هم اومده و برعکس این روند رو طی کرده یعنی اومده یک تفسیری رو البته با دلایل خودش که بنظرم جالب و قابل تامله از متن انجیل ارائه داده که اون شش روز رو که کتاب مقدس گفته با یافته ها و نظریه های علمی در این زمینه تطابق بده، و اظهار میداره که تفسیرهای دیگر اینقدر با علم سازگار نیستن یا اصلا سازگار نیستن و اشتباهاتی رو در این زمینه مرتکب شدن. چیزی هم که میگه اینکه این شش روز رو درواقع شش مرحله میدونه که هرکدام زمان طولانی ای، هزاران یا میلیون ها سال، طول کشیدن و اونا رو با دوران ها و نظریه های علمی مرتبط میکنه. وگرنه اگر بخوایم لفظ صریح انجیل و تفسیرهای قدیمی متداول در این زمینه، یعنی 6 شبانه روز 24 ساعته، درنظر بگیریم که اصلا با یافته ها و نظریه های علمی امروزی مفهوم و تطابقی پیدا نمیکنه!

      • متاسفانه شما یک بی سواد که ادعا میکنه علمش زیاده ! از این وبلاگ ضایعه میشه اثباتش کرد !
        متاسفانه شما از نظر عقل و منطق تعطیل تشریف دارین !
        بهترین دارو برای شما اینه که برین پیش یک روان شناس !
        من www در آدرس ایمیل وارد نکردم فکر کنم موقعی که مست بودید نگاه کردید به کامنت !

  5. شما میدونستی اثر انگشت را انگلیسی ها از قرآن استخراج کردند ؟!
    شما خیلی بی سوادی هیچی نمیدونی فقط حرف میزنی از بس حرافی !!!
    یا در مورد اینکه خدا در قرآن به مورچه ها گفته شیشه بعد دانشمندان فهمیدن که بعضی مورچه ها از جنس شیشه هستن !
    خیلی بی سواد هستی شما

    • lol
      حالا بامزه شد!
      نکته میخوای امتحان ظرفیت کنی منو چون توی کامنت دیگه گفتم که شما هم حق توهین دارید!
      راستی این ماجرای اثر انگشت واقعا fun بود نمیدونستم که اثر انگشت میکروسکوپی بوده و به چشم دیده نمیشده که بخوان از توی قرآن کشفش کنن!
      تازه اینم که میگن قرآن قبلا میدونسته که اثر انگشت دو نفر یکسان نمیشه بازم از اون تفسیرهای بی پایه هست چون منظور قرآن میتونسته صرفا بازسازی اون جزییات ظریف بوده باشه و اینکه گفته حتی سرانگشت انسان رو هم در قیامت همونطور بازسازی میکنه لزوما ربطی به این نداشته که میدونسته و خواسته بگه که اثر انگشت هیچ دو نفری مثل هم نیست!

      • آهان راستی ببخشید الان نگاه کردم متوجه شدم www در ابتدای ایمیل رو اون یکی که اسم خودش رو hadi معرفی کرده گذاشته!

      • متاسفانه شیطان بر شما فرمان روایی میکنه ! اصلا دوست نداری واقعیت رو درک کنی ، فقط خود خدا میتونه به دادت برسه !
        یکی از کافر ها داشت درباره ادیان مختلف تحقیق میکرد برای تحقیق درباره اسلام سفر میکنه به ایران و شهر مقدس مشهد که در مشهد امام رضا(ع) بهش عنایتی میکنه امام رضا(ع) و این فرد مسلمون میشه اونوقت تو که مسلمون بودی کافر شدی ؟
        تو هم یه سفر مشهد برو!

        • دیگه واقعا چرندگویی رو به حد اعلا رسوندی و از معیارهای خود اسلام هم خارج شدی. اتهامهای بزرگی میزنی که روا نیست وقتی خود فرد صریحا بهشون اعتراف نکرده و دلیل و سند روشن و محکم کافی براشون وجود نداره به کسی زده بشه.
          بنظرم چون کم آوردی و کم سوادی و حسودیت میشه!

  6. آدمهای حسود و موذی و فرصت طلبی مثل تو که میخوان از آب گل آلود ماهی بگیرن و دیگران رو خراب کنن و به دردسر بندازن و خودشون هیچی بارشون نیست و شعور و نیکی و راستی و مرام درونی ندارن حال منو بهم میزنن! ننگ بر اون ذات پلیدت!
    من هرچی هستم انسانی صادق هستم و با راستی طبق تفکر و مرامی مردانه زندگی میکنم. تو چی هستی؟ فقط چون به دین و خدای توده ها در ظاهر باور داری آدمی بهتر از من میشی؟
    البته شاید هم مشکل از نادانیت بوده و نوجوان و جوجه بودنت که نمیفهمی واقعا قضیه چی و چی میگی! درک و ظرفیتش رو نداری. گاهی احساس حماقت میکنم از اینکه با کسانیکه سنشون از من خیلی کمتره و یک دهم من هم سواد و توانایی و تجربه و قدرت ذهنی ندارن اینطور سر و کله میزنم که آخرش هم این چرندیات کودکانه رو تحویلم بدن!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>