پلیدها سرنوشت خوبی ندارند!

تجربهء زندگی به من نشان داده است که پلیدان، بخصوص ظالمان، سرانجام سرنگون خواهند شد. فقط مسئلهء زمان است!
تاکنون دو پلید در زندگی مان بوده است، دو ظالم، و هردو سرنگون شدند.
هردو زمانی که فکر نمیکردند، به زمین کوبیده شدند! یکی شان سالها پیش وقتی هنوز جوانی اش را از دست نداده بود بصورت ناگهانی مرد، و دیگری همین اواخر (کمتر از یک ماه) به طریق دیگری به فنا رفت! البته نمرد، ولی شرش از خانواده ما کم شد، و انسان بی لیاقتی بود که قدر چیزهایی را که داشت ندانست و در عرض یک شب آنها را از دست داد!
راستش داستانهای بسیاری داشتم از این پلیدها که بارها میخواستم در وبلاگم هم از آنها بنویسم، ولی اکنون فکر میکنم شاید درست نباشد، چون آن پلیدها، ظالمان، بهرحال از بستگان نزدیک ما بودند!
نمیدانم اگر یکی از بستگان نزدیکت انسان پلیدی بوده است، اگر ظالم بوده است، گفتن این مسئله بصورت عمومی درست است یا نه! مثلا پدرت، یا مادرت، یا از درجهء کمتر نزدیک مثل عروس و داماد و این حرفها.
نظر شما چیست؟

ان الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة

راستش من اصلا آدم مذهبی نیستم و سالهاست به رعایت مناسک مذهبی مقید نیستم. بخصوص یه چیزایی که اسمشون رو ظواهر و مناسک میذارم. چون اصلا برام قابل درک نیست و رک بگم از انجام دادنشون هم در زندگیم چیز خاصی ندیدم! اصلا بارها در این زمینه بحث کردم، و کسی نتونست منو قانع کنه. یکی میگفت که مثلا حجاب هم جزو ظواهره و اگر اینطور باشه شما به حجاب هم اعتقادی نداری، ولی من با دلیل بهش ثابت کردم که حجاب جزو ظواهر صرف نیست و علت و کاربرد عملیاتی واقعی داره!
ادامه خواندن Continue reading

انسانها چند نوعند…

انسانها را میتوان از جنبه های مختلفی تقسیم بندی کرد، ولی جنبه ای که بنده در این پست مد نظر دارم جنبهء ابعادیست!
انسانها چند نوع دارند: تک بعدی/معدود بعدی، چند بعدی، خیلی بعدی!
ادامه خواندن Continue reading

چرا زبان فارسی هیچوقت نمیتواند با زبان انگلیسی رقابت کند!

خب جوابش نسبتا ساده و روشنه! ما یک دنیا علم و فناوری و منابع و مقالاتش رو داریم، و دانشمندان و متخصصان و افراد خبره و ماهر در این زمینه ها، و اینا تاحالا همشون یا اکثریت مطلق به زبان انگلیسی بودن یا مطلب منتشر کردن، حتی اگر بعضا خودشون زبان مادریشون انگلیسی نبوده. بهرحال شکی نیست که بیشتر مطالب علم و فناوری مدرن به زبان انگلیسی است. بعد این منابع مدام هم در حال رشد و بیشتر شدن و اصلاح و تغییر و تحولات هستن، و بازهم این به زبان انگلیسی است. اصولا جمعیت انگلیسی زبان ها بعلاوهء کسانیکه با این زبان کار و منتشر میکنن از جمعیت ما فارسی زبانها و حتی اکثریت مطلق زبانهای دیگر بیشتره، و حتی زبانهایی با جمعیت بالای یک میلیارد مثل زبان چینی هم میشه نشون داد و ثابت کرد که قدرت رقابت با زبان انگلیسی رو در این زمینه ندارن (مثلا شما تعداد و کیفیت مقاله های ویکیپدیای انگلیسی رو با بقیهء زبانها در ویکیپدیا مقایسه کنید).
ادامه خواندن Continue reading

لذت دانستن!

بچه و نوجوان که بودم اینترنت نبود، کامپیوتر هم به این گستردگی وجود نداشت، در دسترس نبود. اون موقع منابع من برای یادگیری و دانستن فقط به یه مشت کتاب و مجله محدود میشد. مثلا کتابهایی علمی و فنی که توی کتابخانه داشتیم و مال پدرم بود. بعد تعداد زیادی مجلهء دانشمند رو هم داشتیم، تقریبا از اولین نسخه ها تا آخرین نسخه های این مجله رو داشتیم چون پدرم مشتریش بود و همش میخرید.
ادامه خواندن Continue reading

من یک برنامه نویس نیستم!

گاهی خودم هم به این نکته فکر میکردم که من چجور برنامه نویسی هستم، چون تاحالا برنامه های تجاری آنچنانی ننوشته ام، و اغلب برنامه هام کوچک بودن (البته کوچک بودن یک برنامه به لحاظ حجمی لزوما به معنای سطح پایین بودن و سادگی نوشتن اون نیست) و از چیزهایی مثل شیء گرایی و MVC و این حرفا هم درشون استفاده نکردم یا گهگاه و کم و به حالت وصله و پینه ای استفاده کرده ام. اکثر برنامه های بنده برنامه های خاص و غیرکلیشه ای بودن، و بعضیا حتی بنوعی کمیاب یا اولین ها در نوع خودشون حداقل در بین هموطنان.
اما حقیقتش من یک برنامه نویس نیستم! اگر بخوایم تعریف برنامه نویسی رو به شکل حرفه ای اون تعریف کنیم.
ادامه خواندن Continue reading

همه دروغ گفته اند و میگویند!

نظر من این است که همه دروغ گفته اند و میگویند.
همه!
خواسته یا ناخواسته. آگاه یا ناآگاه یا شاید درواقع نیمه آگاه!
هیچکس استثناء نیست.
فرق زیادی نمیکند عنوان و لباس چیست، همه دروغ گفته و میگویند.
بطور مثال دین را برای ما طوری تعریف کردند، اما تجربهء من در زندگی حداقل مقداری و در یکسری چیزها که البته جزیی و کم اهمیت نیستند چیز دیگری بوده است. من راه خویش را رفتم، و از عقل و وجدان و تجربیات خودم در زندگی استفاده کردم. البته از تمامی منابع ممکن دیگر منجمله ادیان متعارف و نامتعارف و مکاتب عرفان نیز بهره برده ام، آنچه بنظرم درست و مفید بوده است را سعی کرده ام آزمون یا استفاده کنم.
ادامه خواندن Continue reading

غلبه بر ترس ها!

ترس ها ما را رنج میدهند، و ضعیف میکنند!
راستش انگار کم کم دارم میفهمم و میرسم به اینکه در ادیان میگویند تنها از خدا بترسید یعنی چه!
ترس های دیگر ما را رنج میدهند، شکنجه میکنند، کیفیت زندگی ما را پایین میاورند، ما را ضعیف میکنند.
ادامه خواندن Continue reading

آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است…

بقول شاعر میگه: آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است: «با دوستان مروت، با دشمنان مدارا»
کم کم پس از سالها زندگی و تجربه به این نتیجه رسیدم که شاعر (حافظ) درست گفته!
تا میشه باید در زندگی با مردم مدارا کرد. با دوستان هم که حق مروت رو ادا کرد، ولی دوست واقعی این دور و زمونه فکر نمیکنم به این سادگیا پیدا بشه اصولا! چونکه بسیاری از مردم در مادیات و بی بند و باری فرو رفتن. آدمهای سالم کم هستن. منم فقط با آدمای سالم میتونم دوست واقعی بشم. اصلا آدمای ناسالم حتی بین خودشون هم نمیتونن دوستی واقعی داشته باشن.
ادامه خواندن Continue reading